بنده ی یار

"بسم رب المهدی"

برای دیدن رویت دلم مهیا نیست

میان صحن دو چشمم برا ی تو جا نیست

               ز بس که خانه ی یاران به رنگ دنیا شد

               دگر برای تو جایی به غیر صحرا نیست

طبیب گونه تو درد مرا نشانم ده

کسی که درد نفهمد پی مداوا نیست

               برس به داد دل من که بی کسی سخت است

               اگر چه مثل تو مردی غریب و تنها نیست

هر آنکه عشق تو دارد همیشه آرام است

کسی که بنده یار است اسیر دنیا نیست

               شبیه صوت غریبی که روی نی میخواند

               صدای غربت ما را کسی پذیرا نیست

شفیع هر دو جهانم که همتم داده

به تار موی تو سوگند غیر زهرا نیست

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م آزاده

سلام به روزم دوست داشتید تشریف بیارید

صدرا

قشنگ بود.ممنون

گلستان بیدار

طبیب گونه تو درد مرا نشانم ده کسی که درد نفهمد پی مداوا نیست سلام بزرگوار ما هم اگه درد رو بشناسیم حتما پی مداوا خواهیم رفت اما انقدر دنیا و زیبایی هایش اسیرمان کرده که هنوز دنبال طبیب نمی گردیم. پس ........... مولای من! دعا کن،،، تو را با وجود تمام بد عهدی‌هایمان صدا بزنیم و مقیم کوی انتظارت شویم که تو بر ما از خودمان مشتاق‌تری! التماس دعای خیر یاحق

محمد

گفتم به خرد که رهبر دوران کیست در ظل ولایـت که می باید زیـست گفتا که بسی گشتم و یک تن دیدم سید علـی حسینی خـامنه ای ست با سلام و خسته نباشید خدا قوت

محمد

سلام مجدد عرض کنم خدمتتون که : مطالب در صفحه اول خیلی زیاده بعضی عکسها لود نمیشه و فونتهای اندازشون یکی نیست و یا گاهن قاطی پاتیه همشونو یه فونت بزار تا زیبا تر بشه

رضوانفر

اللهم عجل لولیک الفرج خیلی زیبا بود خدا خیرتان دهد التماس دعا

آتش دل

در مقابل وزش باد، عده ای دیوار می سازند، بعضی دیگر آسیاب بادی.‬