کوچه نقاش ها

«بسم رب الشهید»

امروز که به مناسبت 27 تیر و قبول قطعنامه از طرف ایران خیلی ها فکر میکنند آخرین روز جنگ بوده میخواهم آخرین کتابی که مطالعه کردم را معرفی کنم.

اولین موردی که نظر انسان را جلب میکند، عنوان کتاب است و اینکه چه ارتباطی با دفاع مقدس خواهد داشت؟

کوچه نقاش ها

کوچه ی «نقاش ها» نام کوچه ای در تهران نزدیک میدان قیام است و راوی که ساکن این کوچه بوده از خاطرات خودش تعریف میکند. خاطراتی که اگر دوره ی کودکی و روابط خانوادگیش را کنار بگذاریم با یک تاریخ شفاهی از «15 خرداد 42» تا «پایان دفاع مقدس 67» روبرو خواهیم بود.

راوی به واسطه شغلی که در نهاد نخست وزیری داشته و مهم تر از آن به خاطر شور انقلابی ای که در وجودش نهادینه شده، از روزهای اول انقلاب در اکثر نزاع هایی که علیه انقلاب اسلامی صورت گرفته حضور داشته است. از قائله ترکمن های نژادپرست که به کمک ترکمن های ایرانی و انقلابی ساکت شد تا قائله کومله های کردستان که با کمک کردهای ایرانی و انقلابی ساکت شد. ایشان بارها در جنگ های نامنظم اوایل انقلاب در کنار شهید چمران و شهید صیاد شیرازی و ... در مرکز حوادث خونبار حضور داشتند. حضوری که حتی تصورش هم برای ذهن یک نسل سومی غیرممکن به نظر می‌آید. خیلی از دوستان و عزیزان و هم وطنان در مقابل چشمش به لقاءالله پیوستند. و اینها همه قبل از 31 شهریور 1359 اتفاق افتاده.

با شروع جنگ، راوی داستان دست از کار می شوید و به عنوان نیروی داوطلب و بسیجی به جبهه های جنوب و غرب می‌رود و از اینجاست که با زاویه دیگری از جنگ آشنا می‌شویم. زاویه ای که کمتر به آن پرداخته شده است. ایشان چون به عنوان نیروی آزاد در جبهه حضور داشتند و تحت فرماندهی گردان خاصی نبودند، در معرکه های مهم دفاع مقدس حضور داشتند و لحظه به لحظه خواننده را با عملیاتی جدید یا با تاکتیک های غیرمنتظره‌ی جنگ همراه می‌کنند.

ایشان بعدها فرماندهی گردان «میثم» از لشگر «27 محمّد رسول الله» (صل الله علیه‌و‌آله) را با همراهی شهید «علی اصغر ارسنجانی» (به قول راوی: سلطان ادب و معرفت) می‌پذیرند و از اینجاست که دیگر وارد وادی های فرماندهی هم می‌شوند و ناگفته‌هایی را بیان می‌کنند که برای هر خواننده ای دانستنش غنیمت است.

از حاج احمد متوسلیان می گوید و سفری که به سوریه برای همراهی با گروه حاج احمد داشته. از حاج همت می‌گوید و مهربانی هایش با رزمندگان. از خنده و شوخی های رزمندگان در طول دوران دفاع مقدس می‌گوید، و از نیایش‌هایشان در شبهای عملیات، همانگونه از لحظات غمبار شهادت عزیزان تعریف میکند.

از خدمت‌ها می‌گوید و از خیانت‌ها. از پیروزی‌ها می‌گوید و از شکست ها. از امدادهای غیبی می‌گوید و از استیصال رزمندگان، از تیرهایی که هزاران بار از کنار آدم رد می‌شوند و به فضل الهی به آدم اصابت نمی‌کنند و از تیری که در حساسترین نقطه می‌نشیند و به لطف الهی شربت شهادت را به انسان می‌نوشاند.

سید ابوالفضل کاظمی و راحله صبوری

در پایان مطالعه این کتاب را که با نثری روان نگاشته شده، به همه عزیزان توصیه می‌کنم. کتابی که نویسنده حتی سعی نداشته اند که اصطلاحات محاوره ای راوی را با نگارش رسمی ویرایش کنند. و این شاید بر صداقت و صفای بیش از پیش کتاب افزوده باشد و خواننده را هر لحظه مشتاق‌تر از پیش کند.

/ 10 نظر / 109 بازدید
زهرا

سلام ای بابا مگه نگفتم بقیشو بعدا مینویسم از دست تو .. هههه یکی از خودم عجولترم دیدم [نیشخند] راستی ممننون بابت معرفی کتاب خواااااهر [ماچ]

زهرا

هیچ چیز بی دلیل و هدف نیست و برای بنیانٍ هر چیزی راهٍ مشخصی تعیین شده لازمه بهتر و مفید زندگی کردن درک و فهم قانون زندگیه اینجا سعی داریم در هفته 2 آیه از قرآن رو برای فهم و درک بهتر و بیشتر به طریقی و البته با کمک شما تفسیر کنیم به این صورت که یه آیه رو برای تفسیر تعیین میکنیم و دو روز بعد تفسیر رو با کمک شماکه تفسیرتون رو به صورت کامنت برامون ارسال میکنید امیدوارم که بتونیم به بهترین نحو به هدفمون برسیم پس اگر هستی یا علی

تنهاترین

سلام دوست عزیز...ممنون از کتابتون... به روزم و منتظر حضور و نظر شما

ققنوس

سلام ممنون از معرفی کتاب ... منم این روز ها دارم کتاب " سلام بر ابراهیم " خاطرات شهید ابراهیم هادی رو می خونم خیلییییییییییی جالبه. در ضمن به روزم و منتظر پیشنهاد هاتون... برای حجاب طرحی ، ایده ای ندارید بدید؟ التماس دعای خیر

راهی

سلام کتاب بسیار زیبایی است التماس دعا یاعلی

منتظر

ختم جمعی قرآن کریم ٬ برای ماه مبارک رمضان از یکم تا سی ماه مبارک ٬ هر روز تلاوت یک جز . . . اگر مایل به شرکت هستید آمادگی خود رو اعلام بفرمایید تا جز اختصاص یافته به شما اعلام بشه آیات کلام الله رو تا حد امکان با توجه به معنی و تفکر و تدبر می خوانیم انشاالله خواهشمندم حتمن توضیحات ضروری در ادامه مطلب رو مطالعه بفرمایید :

ققنوس

میانمار هنوز مستعمره است و آتش تهیه‌ این جنایت هنوز از انگلستان و واشنگتن تدارک می‌شود همیشه پای یک زن در میان است زنی که از قاهره به تل آویو می‌رود از تل آویو به کابل و هر شب نقشه‌ کشتار را تدارک می‌بیند فعالان صلح جهانی برایش کف می‌زنند پسر علی‌اف خوابش را می‌بیند و شاه عربستان عکسش را کنار اجدادش گذاشته است او همه جا می‌رود اعراب شکم گنده از بوی ادوکلنش زبانشان بند می‌آید میانمار هنوز مستعمره است 5بعلاوه یک سکوت می‌کند کشتارها ادامه دارد مردی شبیه چنگیز و هلاکو تین سین آتش پرستی فاشیست که قبل از همه بودا را آتش زد مردی از تار و پود خوک و شراب با قلبی از لجن و کثافت برادر دوقلوی زنی که موی بلوند دارد و آمده است جهان را به هم بریزد که حالم از شعار دموکراسی‌اش به هم می‌خورد تین سین برادر دو قلوی خانم کلینتون است خوش خدمتی‌اش را با کشتار مسلمانان تمام کرد حال آن که بودا به صلح می‌اندیشد بودا تعلیم آرامش است و دوستی تین سین اما نواده‌ هلاکوست پسر غیر شرعی هیتلر است اگر می‌دانستم به سانچی نمی‌رفتم مجسمه بودا نمی‌خریدم چرا که بودا و کریشنا در این کشتار سکوت کرده‌اند و بودای خو

محمد

سلام خسته نباشید تو عکسی که گذاشتید بجز کتاب دو تا محصول دیگه هم داره تبلیغ میشه ! دو تا نوشیدنی یکی رانی دومی اب معدنی کوهرنگ موفق باشید

ققنوس

شعری که فرستادم نصفه امده ! شعر " علیرضا غزوه " بود. [گل]