مشت محکم

چراغی را که ایزد برفروزد               هر آنکس پف کند ریشش بسوزد

خدا یا تو را شکر که به زانوانم توان دادی تا بتوانم به آوردگاه بروم و مشت محکمی بر دهان سیه رویان درگاهت بکوبم.

امروز یکی از بهترین روزهای زندگی منه چون دوباره رفتم به تجمع دانشجویی تا از قرآنم، از دینم، از ایمانم در مقابل خبیث ترین گرگ های آدم نمای روزگار دفاع کنم. تری جونز احمق و پیروان احمق تر از خودش که به کیش منحوس و مبتذل مسیحی صهیونیست روی آوردن میدونن تا ما هستیم و تا ظهور دولت یار هیچ غلطی نمیتونن انجام بدن پس قرآن میسوزونن و به این کار احمقانه خود میبالن.

خودمونیم سکوت مسلمون ها و علی الخصوص کیش منحوس مسلمان صهیونیست (وهابیت) باعث شده که اون نامردها به خودشون جرات این دیوانگی رو بدن.

امروز یه صحبت جالبی شد مبنی بر اینکه ما (جهان اسلام) باید کالاهای صهیونیستی رو تحریم کنیم تا این رژیم منحوس دیگه به خودش جرات نده که از این غلطهای زیادی بکنه. این رو از مقامات سیاسی کشور هم خواستیم.

یه چیزی که هم دیروز و هم امروز مایه تعجب من شده اینه که چرا مردم خودمون و صداو سیما انقدر که این فاجعه قرآن سوزی بد و عظیم بود به آن نپرداختن.

به امید آن روز که اتحاد مسلمانان را در مقابل دشمنان ببینیم.

/ 4 نظر / 7 بازدید
سلام

وبلاگت خیلی محیط زیبایی داره من به...!عزیزم افتخار میکنم به شرط اینکه مایه های تحلیلات مربوط به جایگاهت...[چشمک][نیشخند]بیشتر بشه تا وبلاگت رو بشه تو جاهایی[عینک]لینک کرد! خوشحال شدم دیدمت[خداحافظ]

لجمن

سلام آری همسنگر همین راه مبارزه است . اجازه لینک می دهید .

صابره

من هر چی گشتم یه گزارش درست درمون از تجمع تو نت پیدا نکردم قبلا رجا قشنگ گزارش میداد اما اینبار هیچی ننوشت .اره بانو هم خوب گزارش حضور مینوشت اما مرخصیه غربیها از یه تجمع دونفره کلی سوئ استفاده تبلیغاتی میکنن.....

م.ص.الف

آن مرد آمد آن مرد به شهر ما آمد مردم برای دیدنش صف کشیدند مردم گرسنه، مردم تشنه، مردم فقیر، مردم ندار، مردم دارا، مردم.... من نرفتم. نه این که از جنس مردم نبودم... برای این که چشمانم کاملا بسته است و هنوز در دفتر مشقم نوشته ام: آن مرد می آید! و با این امید، آمد و شدهای پوشالین عذابم نمی دهد.