یک جرعه انتظار

این عنوان مراسمی بود که بچه های انجمن اسلامی دانشگاه تهران در روز ١۵ آذر برگزار کردند به بهانه بزرگداشت روز دانشجو. قرار بود مراسم از ساعت ١٣ در سالن شهید چمران دانشکده فنّی شروع شود.

بعد از حدود ٢ ساعت که در راهرو منتظر بودیم و بچه های انجمن اجازه ورود نمیدادند. و میدیدیم که دانشجوها سرود میخوانند و شعار میدهند. ما هم مجبور بودیم با آنها همراهی کنیم، با تمام فشارهایی که تحمل کردیم رفتیم داخل سالن تا مراسم شروع شود. ناگهان دیدیم که عده ای از بچه های خودی صندلیهای جلو را پر کردند یعنی حدود نصف سالن پر شده بود از بچه هایی که توسط خودشان در نظر گرفته شده بودند. در اون دو ساعتی که دختر و پسر در کنار هم میلولیدند عده ای از آشنایان نصف سالن را پر میکنند. عجیب تر این بود که پوستر هایی با عکس خاتمی با عنوان «سلام بر خاتمی» بین بچه ها دست به دست میشد تا هر کسی به فراخور علاقه اش یک پوستر دست بگیرد تا در تصاویر ثبت شود. چشمم افتاد به تمثال بزرگ امام خمینی که یک طرف سن گذاشته شده بود و در مقابلش بنری بزرگ که لوگوی مراسم بود به رنگ زمینه ی سبز. در و دیوار را هم نگاه کردم دیدم عکس های امام خمینی زده شده. حتی پوستر تصویر امام بین تعدادی از بچه ها توزیع شده بود. تنها عکسی که از امام خامنه ای دیده میشد. عکسی بود که بالای سن وصل بود مثل همه سالن های دانشگاه ها که عکس های امام خامنه ای و امام خمینی را دو طرف بالای سن نصب میکنند. به نتیجه وحشتناکی رسیدیم و اون اینکه میخواهند امام خمینی را در مقابل امام خامنه ای قرار دهند و بفهمانند که با امام خامنه ای مشکل دارند.

وای خدای من ناگهان دیدیم پارچه سبزی بلند از صندلی های بالای سالن تا صندلی های پایین سالن کشیده شده و روی دست بچه ها حرکت موج وار داده میشه تا از این سمت سالن به سمت دیگر سالن کشیده شود. تعدادی از دستها هم که مزین به دستبندهای سبز بود. همه چیز فراهم بود تا یکی از سران فتنه رویت شود که خدا را شکر بهشون اجازه ندادند که وارد دانشگاه ها شوند.

سرود های جالبی ( جالب از آن نظر که سرود مال ماست ولی آنها غصب میکنند برای اهداف ناروایشان) پخش میشد تا قبل از اینکه مراسم رسما شروع شود. بچه ها شعار میدادند و ناگهان که عده ای میگفتند « یا حسین میرحسین» انتظامات سالن سریع شعار ها رو به طرف « الله اکبر» سوق میدادند. دستهایی هم با نشانه پیروزی بلند بود. در این مدت هم بچه هایی که اضافی بودند داخل سالن، را به سختی خارج میکردند. به هرحال سالن کوچک بود و هواخواهان فتنه بسیار. خنده

حالا به غیر از سرود «یار دبستانی» و « همراه شو عزیز» که دیگر بوی فتنه را میدهند سرودهایی که با برکت خون شهدا و برای آنها ساخته شده را هم پخش و زمزمه میکردند. مثلا سرود «میگذرد کاروان» که مال شهداست اینجا پخش میشود یعنی اینکه ما به یاد شهدایمان در جریان فتنه هستیم هنوز. طفلکی آن سه آذر اهورایی (شهیدان قندچی، بزرگ نیا و شریعت رضوی) که سال ٣٢ شهید شدند. فکرش را هم نمیکردند که روزی در سالگرد شهادتشان از کسانی دفاع میشود که آمریکا هم از آنها دفاع میکند. واقعا که چه میکند بازی روزگار با این خیل بی بصیرت. چقدر پارسال گفتیم « دانشجوی باغیرت/ بصیرت بصیرت» ولی حیف از عده ای که نمیشنوند.

مراسم با قرآن و سرود جمهوری اسلامی شروع شد. و نوبت رسید به اینکه مجری سلام دهد به حضار و آنان که جایشان خالیست. با هر نامی که میبرد کفی زده میشد به نشانه احترام به آن شخص. اسم ها آشنا بودند مثل: مهدی بازرگان، شهید بهشتی، شهید مطهری، مصدق، خاتمی، طالقانی، سید حسن خمینی، میر حسین، شهید همت، شهید باکری، شهید زین الدین، شهید جهان آرا، علی شریعتی و .....

اولین سخنران روحانی بود با نام آقای رُهامی که از اساتید حقوق بود و پیگیر پرونده کوی دانشگاه. صحبتهایی کرد در این مورد و در مورد دانشجو و اصولا اگر کسی سخنرانی کند و در آن دولت و گاهی نظام و رهبری زیر سوال برده نشود انگار که صحبتش ابتر میماند. پس در این موضوع نباید کم گذاشت. خوب شد که ایشان به یاد بچه ها آوردند که امشب شب اول محرم است ولی چه سود از این یادآوری های بی محتوا.

سخنران بعدی هم خانم دکتر کولایی بود که از سر کلاس آمده بود و باید سریع میرفت. خب ایشون هم شروع کرد به صحبت و چون اصولا نباید دولت را تنها گذاشت اشاراتی به آن شد. وای که چه زیبا میگفت که این دولت موقعیت منطقه ای ایران را به خطر انداخته و اعتبار آن را کم کرده. آخر زمان اصلاحات را که ما ها یادمان نیست که چقدر در خطر بودیم. آمریکا دو طرفمان را گرفت و هر روز در حال تهدید به جنگ بود. واقعا که ما آن موقع چقدر اقتدار داشتیم در منطقه و خودمان خبر نداشتیم.چشمک هر چه فکر کردم دست آورد هایی را که دولت اصلاحات در افزایش اقتدار ایران در منطقه رقم زده بود را به خاطر بیاورم که چیزی به خاطرم نیامد.

وای که چقدر دلمون شکست که خاتمی نتوانست بیاد به این مراسم. در عوض فیلمی از سخنانش که میخواست آنجا به ما بگوید و نتوانست را پخش کردند. واقعا وقاحت تا این حد که متن رو خطاب به انجمن اسلامی دانشگاه تهران بخواند. آیا منظورش این نبود که چشم امیدش به این دانشجویان است؟ از صحبتهای خاتمی در مورد روز دانشجو و رسالت دانشجو و .... خنده ام میگرفت. به قول داداش حسین قدیانی: «به خاتمی اگر رو بدهیم دوفردای دیگر بهمان میگوید که ولایتمدار باشیم.» چه لذتی میبردند اکثریت حاضر در جلسه که چشمانشان به جمال دلربای سیدی با عبای شکلاتی روشن میشد. از شعارهایشان که میگفتند: « درود بر خاتمی» شوقشان عیان بود.

دبیر انجمن اسلامی آمد برای قرائت بیانیه. هر بندی را که میخواند سالن با صدای کف حضار منفجر میشد. یادم میآمد که ما قدیم تر ها با هر بند بیانیه تکبیر میگفتیم ولی اینجا از تکبیر خبری نیست بلکه با هر بند تکتیری روانه میکنند به طرف رهبر و دولت و ارگان های نظام. درست است که بیشتر بر ماجرای کوی دانشگاه مانور دادند ولی کاش این مانور دشمن شادکن نمیبود. ما هم به صدا و سیما نقد داریم، به نیروی انتظامی نقد داریم، به مجلس نقد داریم، به دولت نقد داریم ولی نمیآیم جوری در بیانیه هایمان بگوییم که همه ی این ها را به قهقرا بکشانیم. آخر به همه نقد به رهبر هم نقد؟ تعجب حتی باید به خاطر اصرار بر تحول در علوم انسانی هم به آقا نقد داشته باشیم؟ حالا بماند که نقدهایشان به آن دستگاه ها هم نباید طوری باشد که آقا زیر سوال برده شود، ولی حیف که عده ای دانشجویند و بی بصیرت.

نوبت رسید به مجید انصاری که « یار دیرین امام» خطاب میشد.تعجب چقدر زیبا صحبت کرد ایشون !!!!!! به شدت تعجب کردم وقتی که مبدا اصلاح طلبان را در نامه امام حسین میجست. آنجا که مینگارند: « من برای اصلاح امت جدم قیام کردم». به نکته ای خاص اشاره کرد که وقتی امام خمینی میگوید: « حفظ نظام اوجب واجبات است» باید ابتدا «نظام» را تعریف کنیم بعد به حفظ آن بپردازیم. وای که چقدر سخت بود برایم که مذخرفات مجید انصاری را بشنوم و نتوانم جوابش رو بدهم. گریهجواب دادن سخت نبود ولی من بنا به دلایلی باید سکوت اختیار میکردم. آخر توهین بالا تر از این هم میشود به نظام اسلامی کرد که بگوییم که پوسته ای از اسلام دارد و داخلش اسلام نیست. البته بعضی از نقدهایش به دولت درست هم بود و در این نظر ما نیز با او همنظر بودیم. به هر دلیلی باید دولت را کوبید. اجر عظیم دارد احتمالا. جمله ای گفت در مورد اقتصاد: ضربه هایی که دولت به بنیان های اقتصادی زده آنچنان عظیم است که تا ده ها سال بعد جبران میشود. از نظر آقای انصاری فتنه گر هم باید تعریف شود که از قضا با تعریف ایشان چیزی جز آقای احمدی نژاد به ذهن خطور نمیکنه. شاید هم ..... (استغفر الله). با چه شوقی دانشجویان شعار میدادند: « خس و خاشاک توئی دشمن این خاک توئی». ستاره دار کردن دانشجویان را مطرح کرد ولی من نمیدانم که چرا این طور به ستاره دار کردن میتازند در حالی که ستاره دار کردن، کاری بود که دولتهای قبلی شروع کردند و چقدر هم نیروهای مثبت و ارزشی در آن زمان ستاره دار شدند که حالا کسی از آنها یادی هم نمیکند.خلاصه اینکه در آخر گفت که آماده ی هر مناظره ای است در زمینه های مختلف. راست و دروغش با خودش.

کلیپی پخش شد که مزین بود به تصاویر و کلام آنانی که در ابتدای جلسه بهشان سلام عرض شد و چه جالب بود که بالاخره در این کلیپ عکسهایی از امام خامنه ای بود آن هم به خاطر وجود میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر در کنار آقا. چه سوت و کفی به هوا بر میخاست و چه آتشی در دل ما شعله ور میشد.  تکه فیلم هایی از حضور خاتمی و  همچنین میر حسین در مراسم های دانشگاه، البته آن موقع که هنوز فتنه ای شکل نگرفته بود، در این کلیپ بود. همچنین فیلمهای فجایع کوی دانشگاه. همچنین سرودهایی که از نظام غصب کرده اند. چه جالب است که سبزها عمّار هایی چون تاج زاده ها و بهزاد نبوی ها دارند ولی دلم میسوزد برای آقای خودمان که باید باز هم بگوید: «أین عمّار؟»

سخنران آخر استاد ارزشی، رزمنده، برادر چند شهید، دکتر جلائی پور سوال بود که ایشان در مورد جنبش های دانشجویی صحبت میکرد و مقاله اش که در این مورد کار شده بود. او هم که با توجه به سخنانش نمیتواست دولت و نظام را بی بهره بگذارد. آنچه را که میتوانست گفت تا این جلسه ابتر نماند از مشتهای ایشان به کیسه بوکس نظام و دولت. مطلبی گفت که خیلی بد بود و آن اینکه: جنبش های دانشجویی در بیانیه هایشان به دنبال «اسلام رحمانی» میگردند ولی قدرتمداران به دنبال «اسلام اقتدار» هستند. البته ما بعضی از صحبتهایش را قبول داریم ولی معلول مشترک شامل علت مشترک نمیشود. ولی حسنش این بود که حداقل فردی آمد که اندکی علمی صحبت کرد. تنها خاطره ای که از ایشان در ذهن دارم این است که در کنفرانس برلین حضور داشتند و به همراه اکبر گنجی و عده ای دیگر در ارتباط با ایران صحبت میکردند.

القصه این بود ماجرای خون دل خوردن ما در مراسم سالگرد روز دانشجو که یک روز زودتر برگزار شد. خوشحالم که مراسم اصلی روز دانشجو که ١۶ آذر توسط بسیج انجام میشود و اندکی از این درد سینه ما میکاهد. ان شاء الله. 

[ ۱۳۸٩/٩/۱٦ ] [ ٩:٥٢ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار