یک جرعه انتظار

روزی به پدری خبر شهادت فرزندش را میدهند و میبینند که در اوج ناراحتی خوشحال شد. از او میپرسند چه شده که خوشحالی؟ میفرماید: از این خوشحالم که حالا میتوانم درک کنم که امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا بعد از شهادت علی اکبر چه دردی کشید. حالا در روضه علی اکبر بهتر میتوانم امام حسین را درک کنم و جور دیگری اشک خواهم ریخت.

دیروز در تهران پیکر پاک پدری استوار از تبار حسینیان روزگار بر روی دست مردم قدردان به بارگاه الهی سپرده شد. دیگر این دنیای خاکی نمیتوانست سنگینی قدمهای او را تاب بیاورد. سنگینی ای که ناشی از غم های سنگین سینه او بود. پدری که بارها درد از دست دادن علی اکبر را چشیده بود و باز هم چون امامش استوار ایستاده بود. پدری که خود بارها و بارها چون حسین (علیه السلام) به دل دشمن زد ولی خدا میخواست که او را چنان بیازماید که ناله «هل من ناصر» کربلا بی پاسخ نماند و همگان بدانند که هنوز هم هستند کسانی که با اهدای خون عزیزانشان به پای درخت تناور اسلام آن را چنان آبیاری میکنند که از چشم زخم ناپاکان به دور باشد.

«مرحوم علی محمد افراسیابی» که به حق میتوان او را «شهید علی محمد افراسیابی» نامید به خاطر اینکه داغ پنج فرزند شهیدش را چشید و همچنین سوختن دو فرزند رشیدش در  خرقه ی عشقبازی (جانبازی) را حسین وار تحمل کرد اکنون میهمان حضرت سیدالشهداست ( ما شاء الله). به او درود میفرستیم و از او میخواهیم که شفاعت ما را نیز در آن میهمانی بنماید.

برای شادی روح مطهرش و برای تسلای دل عزیزانش صلواتی را هدیه میکنیم به پیشگاه پاک رسول الله ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و احشرنا معهم و اید امامنا الخامنه ای)

پدر شهیدان افراسیابی

[ ۱۳۸٩/٩/۸ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار