یک جرعه انتظار

« اَللّهُمَ اجعَلنی اَخشاک کَاَنّی اَراک» « خدای من به من آن مقام خشیّت از جلال و عظمتت را عطا کن که گویا تو را میبینم»

چه نجوایی میکنی مولای من؟ چه عظیم با آن یگانه سخن میگویی؟ چه غریب با معشوقت به عشق بازی نشسته ای؟ چگونه تاب میآوری این لحظه های عاشقی و شیفتگی را در زمین؟ آری در هر کجای این زمین نمیشود این طور عشق بازی کرد. باید در عرفات بود. باید در عرفات اشک ریخت تا آن یگانه بطلبد خلیفه اش را. این خاک چه گیرایی عجیبی دارد. این عرفات چیست که وقتی اشکت بر آن چکید دیگر نیازی نبود که اعمال حج را تمام کنی. اشکت در روزه عرفه و در زمین عرفات و عشق بازیت کامل کرد حج را. و شما روانه میعادگاه شدید. ولی میعادگاه حسین که نباید چون دیگر خلایق باشد. این حسین است که عالم همه دیوانه اوست. باید تبارک الله گفت به خدا که حسینش را این چنین واله به صحرای کربلا کشاند تا آنجا در آغوشش بکشد. عرفات با تمام بزرگی اش برای حسین کوچک بود. عرفات فقط ظرفیت اشک حسین را داشت. عرفات حتی ظرفیت خون اسماعیل را نداشت چه رسد به حسین سید الشهداء. عرفات برای حسین حکم معبری را داشت که او را به خدا میرساند ولی این رسیدن نباید اینجا صورت میپذیرفت، باید تا کربلا ادامه میافت. چه کشید اباعبدلله در این نجوای عرفه اش با معبودش. چه طور توانست آن معبود را آماده پذیرش خود کند. چه گفت در عرفه که در عرض یک ماه رسید به عاشورا و چه عاشورایی رقم زد. چه عاشقانه گفتگو کرد که آن معشوق تاب نیاورد که حسین را در میان ناپاکان نظاره گر باشد و او را به کنار خود فراخواند.

آری امروز عرفه است و ما شیعیان آن حسین که محبوب خدا بود در زمین دست به دعا برداشته ایم و تکرار میکنیم آن کلمات را و با خود زمزمه میکنیم تا شاید خدا نیز ما را حسینی گرداند. نجوای حسین را میشنویم و بر خود نهیب میزنیم که اگر او این چنین خود را خاشع و خاضع در برابر آن یگانه نشان میداده ما چه بگوییم که حتی .............. . آری این حسین است که اینگونه میگوید و چه کسی دیگر در این پهنه گیتی میتواند اینگونه بگوید به جز فرزند حسین. آری فرزند حسین که حالا در میان ماست و در عرفات این کلمات را چنان بیان میکند که اگر ما نیز میشنیدیم نمیتوانستیم جان در قالب حفظ کنیم.

 ای فرزند حسین اینک تو امام زمان مایی. اینک تویی که واسطه فیض حضرت رب به ما بندگانش هستی. پس تو بخواه برای ما آن فیض عظیم را. تو بخواه که خدا نجوای تو را اجابت میکند. از او بخواه که ما را از این سرمای بی خورشید رویت خارج سازد. از او بخواه که چشم ما را به جمالت روشن گرداند. از او بخواه که در فرج حضرتت تعجیل کند. از او بخواه که انتقام حسینش را هرچه سریعتر بستاند.

[ ۱۳۸٩/۸/٢٥ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار