یک جرعه انتظار

مدتها از این جمله که روی کتاب امام خامنه ای نوشته بود میگذرد و حالا ما دانشجویان سعیمان بر این است که به این جمله عمل کنیم. سعی میکنیم که نسبت به مسائل دور و برمان بی اعتنا نباشیم یعنی سیب زمینی نباشیم.

سه شنبه پیش بود که تو اخبار ساعت 14 شبکه 1 صحن مجلس رو نشون داد که موافق و مخالف در مورد پولی شدن دانشگاه ها صحبت میکردند که در نهایت این بند از لایحه تصویب شد. از اون روز تو این فکر بودیم که چه کنیم؟ دانشجویان از تشکل های مختلف چندین بیانیه صادر کردند. 

با تصویب این بند از لایحه، آینده شیرین میشود. دیگه نیاز نیست که درس بخونیم تا به دانشگاه های خوب وارد بشیم. هر که پولش بیش دانشگاهش بهتر. یادش بخیر یه زمانی یه رهبری میگفت: نگذارید که این انقلاب به دست نااهلان بیفتد. خوبه دیگه اون بنده خدا که حالا فوت کرده و بین ما نیست که ببینه انقلابمون رو به نااهلان نمیدیم در عوض میدیمش به پولدار هامون. به هر حال خوبه دیگه اونها پول دارن نا اهل نیستن که فقط یه وقت هایی یادشون میره این انقلاب ثمره مجاهدت و خون مستضعفینه. ما با وارد شدن دانشجوی پولدار از طریق کنکور و با سعی و تلاش خودش به دانشگاه مخالف نیستیم، چون این تبعیض نیست، چون همه حق دارن که به دانشگاه وارد بشن و در این عرصه علمی کار کنند و با مجاهدت و شب بیداری و فعالیت به یه جایی برسن، چون در این صورت قدر جایگاهشون رو میدونن.

بالاخره امروز کار اصلی رو انجام دادیم و به اعتراض به این بند رفتیم جلوی مجلس. این برنامه رو بچه های جنبش عدالتخواهی دانشجویی ترتیب داده بودند که البته فهمیدیم که نتونستن براش مجوز بگیرن. من هم که البته عضو تشکل دیگه ای هستم ولی به خاطر اینکه قراره سیب زمینی نباشم و اعتراض داشتم با دوستان دیگه ملحق شدیم به تجمع. اول رفتیم جلوی سازمان برنامه تجمع کردیم و شعار دادیم و از دولت عدالتخواه مطالبه کردیم پاسخگویی به سوالمون رو ولی کسی نیومد برای پاسخ گویی. بعد از کلی بیانیه خوندن رفتیم جلوی مجلس شورای اسلامی که اعتراض کنیم به تصویب این ماده. گفتیم: «ای مجلس اصولی/ مدرک رو کردی پولی» و شعار های دیگه. خوب بود حداقل اینجا دو تا نماینده اومدن جوابمون رو بدن.

آقای دکتر توکلی که اومد برامون شرح داد که چرا دولت این بند رو گذاشته: به خاطر اینکه پول نفت نمیکشه برای تعداد زیادی از دانشجویان. بالاخره دولت باید از یه جایی تامین کنه هزینه ها رو. دولت تصمیم گرفته که دانشجوی پولی بگیره. خب درست میگفت ولی راهش این نیست که دانشجوی پولی بگیره. راه های بهتری هم هست. این همه مفاسد اقتصادی تو این مملکت داره پول نفت رو حروم میکنه بعد به جای اینکه با اونها مبارزه کنن از بودجه دانشجوها میزنن. یه چیزی به نظر خودم رسید که دوست دارم اینجا بیان کنم: دولت اگه پول کم میاره میتونه از همه دانشجوها یه درصد کمی بگیره ولی نباید کرسی های دانشگاه رو بفروشه. خلاصه آقای توکلی گفت که بهترین راه اینه که تو شورای نگهبان تصویب نشه و برگرده مجلس. راه بعدی اینه که از دولت بخواهیم که به این مصوبه عمل نکنه چون تو این مصوبه دولت اختیار داره. گفتیم: اگه دولت میخواست عمل نکنه چرا لایحه اش رو آورد مجلس. تازه اگه این دولت عمل نکنه چه ضمانتی داره که دولت بعدی هم عمل نکنه.

آقای دکتر کوچک زاده هم اومد و به حمایت از ما سخن گفت. ایشون هم شبیه  همون صحبتها رو گفت و بیشتر توضیح داد که در مصوبات دیگری هم این مشکل هست مثل بهداشت و درمان و آموزش. ایشون هم مثل دکتر توکلی گفت که این ماده بندهای بدتری هم داشته که تلاش شد که تصویب نشه و تصویب نشد.

بعد از رفتن نماینده ها دوباره بچه ها بیانیه خوندن و نظراتشون رو راجع به این صحبتهای جدید دادن و قرار شد که طومارهای امضا رو به خدمت شورای نگهبان ببرن تا بلکه تاثیری داشته باشه. ولی فکر کنم در آخر باید سازمان برنامه پاسخگوی این مسئله باشه.

امیدوارم این کار ما دانشجوها مورد رضایت امام خامنه ای باشه. به هرحال ما نگران انقلابمون بودیم و همچنین نگران اعتبار دانشگاه هامون که با تحمل مشقت ها توسط دانشجوهای کوشا به دست اومده. امیدواریم که بتونیم مصلحت های در نظر گرفته شده توسط دولت و مجلس رو متوجه بشیم و قانع بشیم و یا قانعشان کنیم در اشتباهی که دارند مرتکب میشوند و ممکن است جامعه ما رو بیش از پیش به جوامع سرمایه داری نزدیک کنن. امیدوارم که درست تصمیم بگیریم تا انقلابمون از راه خود منحرف نشه. چون میدونیم که دانشگاه «کارخانه آدم سازی» است نه «بنگاه اقتصادی».

برای اطلاعات بهتر میتوان به سایت جنبش عدالتخواهی دانشجویان مراجعه کرد.

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار