یک جرعه انتظار

« هو الفتاح المبین »

و باز هم جمعه

و باز هم بی قراری و انتظار 

روزی دوستی پرسید انتظار چه رنگی است؟ و من گفتم آبی. چون هر آنچه که در نظرم بی پایان بود آبی بود. آسمان آبی. دریا آبی. هر چه بی انتهاست آبی.

آبی را خیلی دوست دارم چون انتظار در رگهایم جاری است ولی اصلا و ابدا استقلالی نیستم.

قرمز را خیلی دوست دارم چون خون سرخ سیدالشهداست که حضور من منتظر آخرالزمانی را فراهم کرده. ولی اصلا و ابدا پرسپولیسی نیستم.

فردا که چه عرض کنم از همین امشب جلوی استادیوم آزادی خیل مشتاقان و منتظران شهرآورد سرخابی به انتظار ایستاده اند و رجز میخوانند برای هواداران تیم مقابل.

سرخابی

گاهی فکر میکنم اگر شیعه مثل همین هواداران برای ظهور امام زمان انتظار میکشید و شب و روز را به انتظار ایستاده بود و هر لحظه رجز خوانی میکرد برای هواداران شیطان، دیگر ظهور اینقدر به تاخیر نمی افتاد.

تا ما سینه چاک ظهور نشویم، برد تیممان را در مقابل تیم شیطان نظاره گر نخواهیم بود.

ما در تیم امام زمان هستیم؟

 

[ ۱۳٩٠/٦/٢٥ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار