یک جرعه انتظار

صبح جمعه سال...؟

همه چیز از یک صدا شروع شد: انا المهدی

واقعاً باور نکردنیه. همه ی مردان بزرگ تاریخ اینجا جمعند. همه ی شبکه های تلویزیونی و رادیویی وهمه و همه پخش مستقیم مراسم رو به عهده گرفتند. صدها دوربین و عکاس و خبرنگار دارند موج مردم پیاده ای که هروله کنان به سمت کعبه میروند را به تصویر میکشند. همه هستند. عکاس های مسیحی دنبال مسیح میگردند تا عکس های چهره اش را با تصاویر کلیساها تطبیق دهند. خبرنگاری ماجرای صلیب را ا او میپرسد؟

مسیح لبخند میزند میگوید: لا یوم کیومک یا اباعبدالله....

انقلابی ها دنبال امام (ره) میگردند، فقها دنبال شیخ مفید و بسیجی ها دنبال همت و باکری تا به همراه بزرگی پیش آقا بروند و بیعت کنند. همه هستند. همه از شب 21 رمضان تا الآن منتظر صاحب صدا هستند. انگار همه عاشقند.

سر در همه ی کوچه ها نوشته اند:

مهدی جان خوش آمدی

***********************

خواستم عاشقانه عشقم رو فریاد کنم، امّا نتونستم.

خواستم عارفانه معرفتم رو نشون بدم، امّا نتونستم.

شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبری از دل پردرد گل یاس نداشت، باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس ، تا نیاید مهدی، زندگی دشوار است

میلاد یگانه منجی عالم امکان، خورشید جهانتاب را به حضرت ماه و شیعیان و عاشقانش تبریک عرض مینمایم و از حضرتش توفیق حضور در رکابش را خواهانم.

 

 

[ ۱۳۸٩/٥/٥ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار