یک جرعه انتظار

"هو الفتاح المبین"

دیروز جمعه بود و مراسم چهلمین روز درگذشت ناصر حجازی و به قول بعضی ها "ناصر خان" و به قول بالاترینی ها‌ "اسطوره سبز". خدا رحمتش کند. جدای اسطوره سبز گفتن بالاترینی ها عده ای از غیر بالاترینی ها نیز او را اسطوره مینامند.

جوانتر بودیم در زبان و ادبیات فارسی در مورد اسطوره ها داستان ها میخواندیم. چیزی که همیشه از اسطوره یادم هست این بود که اسطوره ها کارهایی میکنند که افراد عادی و معمولی قادر به انجام آن نیستند.

ناصر حجازی دروازه بان بزرگی بود. بارها دروازه تیم ملی فوتبال را از شکستن در برابر حریف نجات داد ولی ردای اسطورگی بر تنش برازنده نبود.

میهن پاکمان 8 سال با تمام دنیا جنگید و هزاران هزار مرد آنچنان از دروازه های این سرزمین دفاع کردند که حتی یک گل هم واردش نشد. کاری کردند که تمام جهانیان انگشت به دهان گزیدند از این شجاعت و شهامت و مردانگی. 

عده ای از آنها رفتند و عند ربهم یرزقون شدند و اسطوره شدند بر تارک ایران زمین. ولی عده ای از آن مردان مرد ماندند تا من نسل سومی ردای اسطورگی را بر قامتشان نظاره گر باشم و حظ ببرم. آنها مردان درد هستند که این سالهای پس از جنگ هر نفسشان گرمی بخش روزگارمان بود و ما درکشان نکردیم. مردانی که فقط لبخندشان را دیدیم و درد کشیدن آنها را ندیدیم. به راستی که ردای اسطورگی برازنده قامتشان است.

اسطوره هایی که هر از چند گاهی یکیشان از جمعمان کم میشود ولی مسئولان و رسانه ها به جای آنکه بدانها بپردازند بیشتر آنها را به دست فراموشی میسپارند تا بیش از پیش بر غربتشان افزوده شود.

فاین تذهبون ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

[ ۱۳٩٠/٤/۱۱ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار