یک جرعه انتظار

آقا و جهاد اقتصادی

هفتاد و یک سال است خیلی ها نمی فهمند 

عشق تو را این جوجه لیلی ها نمی فهمند

هم صحبت چاهی و امید فرج هم نیست

وقتی تو را حتی کمیلی ها نمیفهمند

          هفتاد و یک سال است داری درد می بینی

          حتی در اوج فتنه دست آورد می بینی

          در نهروانی، هر چه میگویی نمی فهمند

          در پیش رویت لشکری نامرد می بینی

با ما مدارا میکنی در بی حواسی ها

غم می خوری حتی به حال عمروعاصی ها

یک مشت موش فربه هر شب خیس مِیدانند

تا خرده میگیری به این دشمن هراسی ها 

          هفتاد و یک سال است داری فجر می بینی

          در پیروی از استقامت اجر می بینی

          انگار اینجا بیشتر از دیو و دد داری -

          از نامه های اشعری ها زجر می بینی

نیرنگ ها رو میشود اینجا ولی کم کم

دارد مجسم میشود حال علی کم کم

دارد میان مکر این امواج رنگارنگ

در شهر ما مُد میشود دریادلی کم کم

          آنها که یکسر ادعاشان دین احمد شد

          بدگویی از اسلام در منشورشان رد شد 

          آنقدر بر جهل و جدل اصرار ورزیدند

          فرجام آن توهین به آیین محمد شد

باید تمام مارهای آستین را کشت

جراره های خفته در زیر زمین را کشت

از تیغ باید بگذرند این گرگ ها باید

هم ناکثین، هم مارقین، هم قاسطین را کشت

          آرام می گیرم به امید شب موعود

          تا بشنوم شعر رهایی از لب موعود

          تا نایب روح خدا همراهمان باشد

          هرگز نمی افتیم از تاب و تب موعود

پ. ن: میخوام یه مدت نباشم تا درس بخونم برای امتحانم. خوبی و بدی دیدید از ما حلالمون کنید. برام دعا کنید تا از این امتحان سربلند بیرون بیام

 

[ ۱۳٩٠/۱/۱٥ ] [ ٧:٥٦ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار