یک جرعه انتظار

«هو الفتاح المبین»

پیچک انتظار از قلبم بالا میرود. پر از تمنّا میشوم. ساعات پایانی سال را میگذرانم و انتظاری عجیب دلم را به تمنا کشانده. آخر کی این دل از انتظار لبریز خواهد شد با رویت جمال آن یار غایب از نظر.

همگان در روز میلادشان از شوق لبریزند. ولی من چه کنم؟ منی که میلادم مقارن با میلاد بهار است چرا شوقی در دل حس نمیکنم. هر چه که حس میکنم شرمندگی است. شرمنده هستم از آن یار که نتوانستم موجبات ظهورش را فراهم سازم در این سالهایی که گذشت. حتی همین سالی که وبلاگ «‌یک جرعه انتظار» را به نام نامیش گشودم.

خانه را تمیز کردیم به نیت اینکه روزی بشنویم صدایی آسمانی که « مهدی آمد » ولی هنوز نشنیدیم آن نوای دلنشین را. فرمودند مهم خانه هایتان نیست. مهم خانه دلتان است که باید پذیرای آن نازنین یوسف زهرا باشد. شرمندگی ام دو چندان میشود که فراموش کردم که در این خانه تکانی عید چرا به خانه تکانی این دل نپرداختم. چشم مولای من، خانه دل را مصفّا میکنم برای قدوم مبارکت.

مولای خوبی ها! بهار بدون دیدار روی تو هر آن قدر هم که زیبا باشد چنگی به دلم نمیزند. بهار با تو زیباست. بی تو همیشه در زمستان دیرپای غم اسیر هستیم. شما دعا کن مولا جان که دعایتان آن چنان گیراست که متحوّل میکند حالمان را به احسن حال و خوب میدانم که احسن حال فقط و فقط در رکابتان بودن است و بس.

این سال را هم در کنار مولای مطهرمان، سید علی عزیزمان، تحویل میکنیم باشد که به دعای آن نازنین و آمین یوسف زهرا تقرب بیشتر بر آستان عشق نصیبم شود که این زیباترین هدیه تولد و عیدی است. امیدواریم که به دعای خوبان درگاه الهی امسال خبر پیروزی همه مظلومان بر مستکبرین را بشنویم.

عید

 

[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٩ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار