یک جرعه انتظار

چند وقت پیش نشریه ای دانشجویی دیدم به نام « خط امام». داخلش مصاحبه کرده بود با افراد مختلف. یکی از مصاحبه هاش رو با خانم دکتر فاطمه رجبی انجام داده بود. لازم دیدم امروز که روز رحلت سید احمد خمینی هستش دو تا از سوالاتی که از خانم دکتر پرسیده شده رو با پاسخش بنویسم اینجا. ممکنه برای شما هم جالب باشه.

- مواضع اخیر افراد منتسب به بیت امام، موسسه نشر آثار امام و مجمع روحانیون مبارز را چگونه ارزیابی میکنید؟

- چرا این همه تاکید بر معصوم نبودن امام دارند؟

البته پاسخ این سوالات رو  میتونید در ادامه مطلب بخونید.

نماز جماعت سید حسن


مواضع اخیر افراد منتسب به بیت امام، موسسه و نشر آثار امام و مجمع روحانیون مبارز را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

شخص سید حسن مصطفوی که اصلاً محلی از اعراب ندارد. اخیرا هم هفته نامه عبرتهای عاشورا را دیدم که عکس یاسر مصطفوی را در خانه آرمین منتشر کرده بود. خانه یک مجرم زندانی که باید ننگ داشته باشد از اینکه زندان جمهوری اسلامی را تجربه کرده. ابتدای انقلاب اگر کسی برای یک جریمه مالی به زندان جمهوری اسلامی میرفت و در دلش معتقد بود به اسلام و نظام، خودش شرمنده میشد که من چه کردم که در جمهوری اسلامی به زندان افتادم، حالا اینها که مجرم بوده اند اعتراف هم کردند که قصد کودتای مخملی داشتند، که دیگر جای خود دارد. از ابتدا هم مشخص بود سید حسن و برادرانش با این خط براندازانه همراه بوده اند، اما مگر غیر از ارتباط خونی، ارتباط سید خسن و برادرانش با امام چیست؟ شما در نسلهای فعلی که فاصله سنی زیادی هم با سید حسن و برادرانش دارند وفاداران زیادی به امام و انقلاب می بینید که برای نام و یاد و راه امام جان میدهند، اما اینها غیر از استفاده ها مادی، چه نسبتی با نام امام دارند؟

اصلا جایگاه علمی و اندیشه ای این آدم چیست؟ دانشجویان باید دنبال این مسأله باشند. مسأله آقازادگی که بعد از انقلاب بوجود آمد، باید  ریشه کن شود. این آفت بزرگیست، چه برای دمکراسی اگر غربی باشید و چه برای اسلام اگر مسلمان باشید که با اشرافیت سازگاری نخواهند داشت. اشرافیت یک نوعش آقازادگیست و آقازادگی تضاد شدید با اسلام دارد.

این آفتی است که بعد از امام حاکم شد، در ابتدای انقلاب هر کس با جایگاه علمی سیاسی و انقلابی و مسلمانیش شناخته میشد. مجمع روحانیون مبارز - اگر نگویم گروهی است فاسد العقیده، لااقل مورد قبول از لحاظ عقیده نیستند - جایگاه علمی در حوزه ندارند که حتی خودشان هم خودشان را قبول ندارند. یک نفر را پیدا کنید از مجمع روحانیون که جایگاه علمی حوزوی داشته باشد، اینها معلوم نیست چه سوادی دارند کجا درس خوانده اند. آقای محمد جواد حجتی کرمانی که خط چپ هم دارد و در دوره های مختلف مشاور رئیس جمهور یا سمتهای مختلف داشته، در یک دوره از خبرگان کاندید بود، وقتی خواست خودش را معرفی کند، گفت من از نظر فکر و سیاسی نزدیکترم به مجمع روحانیون مبارز و لی گواهی میدهم که اینها نه به لحاظ علمی و نه به لحاظ مبارزاتی با جامعه روحانیت قابل مقایسه نیستند این نشان میدهد که خودشان هم خودشان را قبول ندارند.

در مورد موسسه تنظیم و نشر آثار امام هم همین طور. باید دید برادران انصاری که مسولیت موسسه انتشار آثار امام را به عهده گرفتند، ریشه شان چه بود، چه کسانی اینها را معرفی کردند، مقصد اینها کجاست، سواد اینها چیست. چه آنکه لباس روحانی میپوشد و چه آنکه لباس روحانی ندارد. همین آقای حمید انصاری که الآن رئیس موسسه است با من همکلاس بود،فقط یک ترم در دانشکده حقوق درس خواند و بعد از انقلاب فرهنگی دیگر پیدایش نشد و ما شنیدیم ایشان با یک ترم لیسانس در کلاس فوق لیسانس تربیت مدرس نشستند. آن زمان که رانت خواری باب نبود، این آقایان این جور رانت گرفتند، اینها کسانی هستند که به هیچ وجه صلاحیت علمی ندارند. فعالیت های علمی، حوزوی و دانشگاهی شان معلوم نیست. به لحاظ علمی هم که الآن به ایشان دکتر میگویند، وقتی لیسانسش با یک ترم بوده، دکترایش مخدوش است. من خواهش میکنم اینها را بنویسید، چرا که زمانی اینها این مدارک تقلبی را گرفتند که هنوز این رانت بازی ها مد نبود.

از نظر سیاسی هم من آقای انصاری را میشناسم. ایشان اصلاً خط مخالفت داشت، سر کلاس مخالفت میکرد با شخص شهید بهشتی و حزب جمهوری اسلامی، از روزنامه انقلاب اسلامی بنی صدر حمایت میکرد و منبع  صحبتهایش همین روزنامه بود.

ایشان شده اند رئیس مرکز نشر آثار امام. یک مجموعه ای به نام صحیفه نور از آثار امام در اوایل دهه ٧٠ منتشر شده بود، بعد در دوران مدیریت آقای انصاری یک صحیفه درآمد به اسم صحیفه امام که من در مقایسه ای که کردم دیدم بخشهایی از سخنان امام سانسور شده است. مثلا امام صحبتی داشتند که ما خودمان یادمان هست در بین خبرگان علیه قاسم لو و عزالدین حسینی از مفسدینی که از کردستان نماینده شده بودند برای خبرگان قانون اساسی که امام آنجا میفرمایند من نمیبینم عزالدین فاسد و قاسملوی فاسد را؛ الآن این سخنرانی نیست. بعد امام میفرمایند که من قصد داشتم که اگر قاسم لو این جا بود نگهش دارم یعنی زندانیش کنم یک ماه یا بیشتر.

نسل جوان بدانند ادبیات امام ادبیات نهج البلاغه بود، خائنین به اسلام را آنطور که سزاوارشان بود، صریحا فحش میدادند. امّا اینها میگویند نباید فحش بدهید حتی به جنایتکاران اسرائیل. صحیفه ای که زیر دست انصاری و سید حسن  منتشر شد، نه تنها به امام وفادار نیست، بلکه از این لحاظ خیانت هم کرده است. در این صحیفه این جمله ها حذف شده و ... گذاشتند. حال اگر کسی همه صحبتهای امام و مکتوبات شان را بررسی کند، میتواند ببیند که چه خیانتهایی که به امام نشده و چه مطالبی حذف نشده است. من به عنوان یکی از کسانی که حداقل دوستار امام هستم میگویم اصلا این گروه صلاحیت ندارند.

مجمع روحانیون مبارز هم که دیگر خودشان را افشا کرده اند، چرا که در کودتا دست داشتند. آقای محتشمی پور که خیلی خودش را به امام میچسباند - که من در پاریس دفتر امام را داشتم - چه توضیحی دارد درباره گفته های محمدعلی ابطحی در دادگاه که گفت رمز تقلب را این آقا به وجود آورد؟‌ این از مجمع روحانیون، آن هم از مرکز نشر آثار امام، ‌آن هم از سید حسن که متاسفانه تکلیفش مشخص است.

یاسر خمینی که با محسن آرمین عکس میگیرد در حالیکه خانم و دخترانش شانه به شانه ایستاده اند، یا سید حسن که تازه پارسال نقاب از چهره ایشان برداشته و به دیدن مجرمین سیاسی میرود، اگر ایشان هم میخواهد راه آقازادگی را دنبال کند - که به نظر میرسد تنها هدفش همین است - حداقل به عنوان رابطه عاطفی هم که شده، با این نظامی که پدربزرگش به وجود آورده، همراهی کند و با آنهایی که می خواهند نظام را سرنگون کنند، همراهی نکند. سوال همه مردم اینست که این سه برادر؛ سید حسن، سید یاسر و سید علی چه ارثیه ای بهشان رسیده که زندگی های مجلل دارند؟ شغلشان چیست و از کجا حقوق میگیرند؟ علمشان، مدارکشان چیست؟ دم و دستگاه های اینها چیست، این کاخ های جماران از کجا آمده؟‌امام مگر در وصیتنامه نفرموده بودند که این خانه ای که من د جماران هستم استیجاریست و باید به صاحبش برگردد؟ امام یک خانه استیجاری داشت، این همه دم و دستگاه در جماران برای چیست؟ مگر حاج احمد آقا در وصیت نامه شان ننوشته اند که من هیچ چیزی ندارم که به ارث بگذارم؟‌حتی این جمله را گفته بودند که اگر فرزندانم محتاج شدند، کتابهای مرا بفروشند و خرج بکنند، یعنی هیچ به ارث نگذاشتند. پس این زندگی سه برادر از کجا آمده است؟‌یا این سفرهای خارجی که حالا منتشر میشه برای یاسر و علی را نمیدانیم، امّا سید حسن در زمان آقای خاتمی با پدرخانم شان و گروهی دیگر پنج کشور اروپایی را گشتند، به چه حقی و با کدام بودجه؟‌ پست  شغل دولتی که ندارند، شهریه و درآمد روحانیون هم که اندک است. پسر من الآن روحانی ملبس است، تحصیلات دانشگاهی هم دارد، امّا حقوقی ندارد، خرجش را ما میدهیم. مگر میشود با این شهریه ها اینچنین در رفاه بود اصلاً اینها خلاف شأن روحانیت است و کارهایی که اینها میکنند ستیز گری با روحانیت است.

این سید حسن، مجمع روحانیون و دفتر تحکیم - این تحکیمی هایی که ما میگوییم منظور پیرمردهایی هستند که الآن بر سر کارند - همه مدعیان دروغین خط امام اند. بالاخره این نوه امام است، چه اتفاقی  می افتد که اینگونه میشود؟ ما که تاریخ اسلام و پیامبران داریم، جایگاه امام از پیامبران بالاترست، امامان معصومند. ما پیامبران عظیم الشأن داشتیم که معصوم بودند، اولوالغزم بودند ولی فرزندانشان راه خطا رفتند. نمونه اش فرزند نوح که در حضور خود پدر مخالفت میکند با امر خدا تا آخرین لحظه. جلوتر که برویم پسر امام دهم به خاطر قدرت طلبی نافرمانی میکند و لقب کذّاب برای همه عمر به او داده میشود. اینها هم همینطور، اینها از ابتدا هم امام را برای سوء‌استفاده میخواستند، برای منافعشان. من قبلا هم راجع به سید حسن گفتم که او تربیت شده دست هاشمی رفسنجانی است، در خاطرات هاشمی هم آمده که من هر وقت سفرهای خارجی می رفتم سید حسن و برادرانش را هم با خودم میبردم به چه حقی با کدام مجوز بیت المال. الآن زندگی اینها را ببینید، فضلای قم را هم ببینید چه زندگی ساده ای دارند. پسر عموی همین آدم کدام لقمه را خورد که اصلاً رفت آمریکا با رضا پهلوی هم ملاقات کرد که بیا نظام خمینی را سرنگون کنیم.

چرا این همه تاکید بر معصوم نبودن امام دارند؟

هدف اینها نابود کردن اندیشه اصیل امام است.اندشه امام اندیشه ناب اسلامی است که نظام سیاسی ما را بنیان گذاشته. البته امام معصوم نبود، هیچ کس هم این مدعا را نداشته و ندارد. ولی اینها میخواهند با طرح این مسأله به قول خودشان دنبال اشتباهات امام بگردند و مهمترین اشتباه امام هم تأسیس نظام دینی بود. در زمان خاتمی حتی دوگانگی جمهوریت و اسلامیت را مطرح کردند، خود خاتمی دموکراسی را مطرح میکرد که امام به این دموکراسی لفظ مهمل میگفتند. حتی اگر یادتان باشد در انتخابات سال ٨۴ ائتلاف دموکراسی خواهان را بوجود آورده بودند.

 امام اصلاً نظام دینی، بنیان دینی، مشروعیت دینی و نه لیبرالی را قبول داشتند. اینها اگر بخواهند امام را تأیید بکنند ناچارند اندیشه دینی امام را بپذیرند و در سرفصل آن نظام دینی را با ساختار ولایت فقیه بپذیرند. چون از ابتدا نپذیرفته اند و دروغ گفتنه اند که پذیرفتیم، معصوم نبدن امام را مطرح میکنند تا بزرگترین اشتباه امام را تأسیس نظام ولایت فقیه معرفی کنند. چون تمام تلاش امام و وجود امام برای نظام ولایت فقیه بود و چون ایشان نظام را بدون ولایت فقیه قبول نداشتند، اینها راهی ندارند جز اینکه بگویند امام معصوم نبوده. حالا نوه امام و همسر محمدرضا خاتمی خیلی راحت میگوید که اگر امام الآن زنده بود نظر دیگری داشت. چون من به ایشان نظر میدادم! یعنی حرف امام را آنقدر تنزّل میدهند که میگویند اصلاً از اول انقلاب هم من خط میدادم که مسائل جامعه را به امام میگفتم و ایشان نظر میدادند. اینکه میگویند امام معصوم نیست، برای آنست که میخواهند بنیان های امام را که این نظام اسلامی براساس آن پایه گذاری شده، را تغییر دهند.

 

 

[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٦ ] [ ۳:٥٧ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار