یک جرعه انتظار

«هو الکاشف»

«میثاق غلیظ» کتابی است که توسّط ابوالفضل اقبالی نگاشته شده. فردی که در سابقه‌ی ذهنی من اصولاً دغدغه‌ی مسائل اجتماعی و حوزه مطالعات خانواده دارد، این بار کامل وارد حوزه‌ی خانواده شده و کتابی در باب جایگاه و ضرورت‌های همسرگزینی را روانه بازار نشر کرده است.

شاید برای منی که بسیاری از این مسائل را می‌دانم و در مشاوره‌های دوستانه بسیاری از مطالب این کتاب را بازگو کرده‌ام، این کتاب خیلی جدید نباشد ولی قدرت آن را دارد که حتّی مرا در پی خود بکشد تا آن 20 درصد مطلب جدید را هم از دست ندهم.

میثاق غلیظ

حُسن این کتاب نسبت به کتب دیگر که در این موضوع نگاشته شده، را می‌توان در این موارد دانست که اوّلاً نحوه بیان مطالب، خودمانی و جوان‌پسند است، انگار که هم‌کلاسی آدم دارد به آرنج به پهلویت می‌زند که «ببین فلان چیز را». ثانیاً به همه مطالب به حدّ کفایت پرداخته شده، ولو این‌که گاهی خواننده حس کند که اگر در مبحثی بیشتر هم می‌گفت، جای دوری نمی‌رفت، ولی هوشیاری نویسنده در این است که حوصله‌ی خواننده را سر نبرد با روده‌درازی‌های عامیانه و خواننده را فردی فرهیخته همچون دانشجویان این ممکلت می‌داند که با اشاره‌ای، خود، به سرمنزل مقصود خواهند رسید. ثالثاً ازدواج را در انواع مختلف آن حتّی ازدواج اینترنتی بررسی می‌کند و بایسته‌هایش را به خواننده گوشزد می‌کند. رابعاً سایز کوچک کتاب حمل آن را ساده کرده است تا همیشه در کیف باشد تا در مواقع فراغت از تفکّرات خانوادگی و کاری و درسی به مطالعه‌ی آن بپردازیم.

درست است که حجم بیشتر مطالب به مباحث مربوط به قبل از ازدواج پرداخته است ولی از نگاه منی که در مشاوره‌های دوستانه اکثر مشکلات زوجین را در عدم بررسی دقیق مناسبات قبل از ازدواج می‌بینم، ایرادی بر نویسنده وارد نیست، کما‌این‌که شاید نویسنده هم چون من به زیر پوست خانواده رفته و علّت مشکلات را موشکافانه سنجیده است.

در نهایت می‌توان این کتاب را به همه‌ی جوانان توصیه کرد، حتّی آن‌هایی که خود را «همه چیز دان» می‌دانند.

[ ۱۳٩۳/٩/۱٤ ] [ ٩:٥۳ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

«بسم رب الحسین»

«وقتی حماسه‌ای به عظمت قیام و شهادت حسینی تاریخ را به دو نیمه‌ی «قبل از عاشورا» و «بعد از عاشورا» و جغرافیا را به دو پاره‌ی «کربلا» و «غیر کربلا» تقسیم می‌کند،‌ زندگی هر انسانی هم یا این سوی خط است یا آن سوی خط. هر انسانی چه بداند و بخواهد و چه نداند و نخواهد، یا کربلایی هست... یا نیست و اگر هست و یا اگر نیست، در هر کدام، درجاتی و مراتبی و قدری و اندازه‌ای دارد. هر کسی در سبک زندگی‌اش، در خوراک و پوشاکش، در حرف زدن و خندیدنش، در معاشرت و دوستی‌هایش، در ظاهر و قیافه‌اش، در موضع‌گیری سیاسی و روابط اجتماعی‌اش...». (از مقدمه کتاب «زندگی حسینی، صص 9-8)

تا به حال قلم‌نگاشته‌های حجت‌الاسلام «محمّدرضا زائری» را نخوانده بودم. توفیقی شد که این کتاب که شامل مقالات ایشان در مجله «خیمه» بود، را بخوانم تا بدانم که با نگاه‌های لطیف و عاقلانه اگر به پیرامون‌مان نگاه کنیم چقدر می‌توانیم سبک زندگی‌مان را به سمت حسینی شدن سوق دهیم، علی‌الخصوص در ماه‌های محرم و صفر که گویی زمین و زمان دست به دست هم داده‌اند که ما را کربلایی کنند. و مگر نه این‌که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»؟

زندگی حسینی

در این کتاب به ظرافت‌های زندگانی ما شیعیان پرداخته شده که اگر چرخشی کوچک در تفکّراتمان بدهیم می‌توانیم هم‌چون «زوّارالحسین» به معنای واقعی «انّی سلم لمن سالمکم و...» را در دوستیِ دوست‌داران حسین (علیه‌السّلام) و دشمنیِ دشمنان حسین (علیه‌السّلام) در زندگی‌مان جاری کنیم. شاید هم بتوانیم چون «سید ادریس هانی» و خانواده‌ی مکّرمش «مُهاجراً إلی الله» باشیم در راه حسین (علیه‌السّلام). و مگر در زیارت عاشورا از خدا نمی‌خواهیم «اللهم اجعل محیای محیا محمّد و آل محمد»؟

«زندگی حسینی» در اصل می‌خواهد ما را مهیّای ظهور کند. می‌خواهد بگوید در هنگامه‌ی ظهور اگر هر کدام از ما قابلیت «چند نفر بودن» را نداشته باشیم در کمّیت، توان مقابله با جبهه باطل را به نحو احسن نخواهیم داشت. واقعاً هر کدام از ما چند نفریم؟

بهتر است سخن کوتاه کنم و فقط بگویم که هر که بخواهد ترجمان خوبی از سبک زندگی اسلامی-ایرانی به زبان امروزی داشته باشد، شاید این کتاب بتواند یاری‌گرش باشد. کتابی کم‌حجم با بسیاری نکته‌های نغز.

پ.ن: این کتاب جزء کتاب‌های جشنواره فرهنگی «روشنا» ست. اگر خواستید شرکت کنید گول جایزه‌هاش رو نخورید، به ارزش کتاب‌هاش توجّه کنید.

[ ۱۳٩۳/٩/٩ ] [ ٤:٥٢ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار