یک جرعه انتظار

«هوالمولی»

امروز خبری شنیدم مبنی بر کناری‌گیریِ خودخواسته‌ی امیر قطر و واگذاری قدرت به پسرش.

امیر ولایت شیطان پذیر قطر

گمانه زنی‌ها در مورد علت برکناری امیر قطر زیاد است. ولی چیزی که قطعی به نظر می‌رسد این است که چون امیر قطر نتوانسته در مناسبات منطقه و فتنه‌ی سوریه، نقش موردپسند آمریکایی‌ها را بازی کند، آمریکایی‌ها هم دیگر او را مناسب ندیدند و بعد از دیداری که چندی پیش با او و ولی‌عهدش داشتند به این جمع بندی رسیدند که او باید عرصه را برای حضور جوانان باز بگذارد.

از طرفی این ولی‌عهد فرزند «شیخه موزه» است که عنوان سفیر یونسکو را هم دارد و می‌توان فشارهای وارده از طرف او را هم دلیلی بر این تصمیم امیر قطر دانست. (به هر حال آمریکا از هیچ نوع فشاری در جهت حصول خواسته‌اش دریغ نمی‌کند حتی معذوریت‌های خانوادگی)

شیخه موزه و امرای قطر

این‌ها را گفتم که به این نتیجه برسم که ولایت‌پذیری امیر قطر از شیطان بزرگ (آمریکا) بسیار ستودنی است.

همه می‌دانیم که طعم شیرین قدرت زیر دندان پادشاهان آن‌چنان لذت‌بخش است که حتی در تاریخ بارها شاهد بوده‌ایم پادشاهان ولی‌عهدان خود را می‌کشتند یا کور می‌کردند که مبادا روزی فرزندشان، قدرت را از دستشان برباید.

امیر قطر با این کارش ثابت کرد که تمام لذت قدرت‌مداری را به خاطر سرسپردگی به اربابان آمریکایی-صهیونیست خود می‌تواند کنار بگذارد و نمونه‌ای با شکوه از ولایت‌پذیری (ولایت شیطان پذیری) را به نمایش بگذارد.

امیر قطر دست بسته در محضر مولا

ای کاش ما نیز ولایت‌پذیری و ولایت‌مداری را از امیر قطر می‌آموختیم. ما که ادعایمان این است که تحت ولایت خدا و ائمه و نائب امام زمان هستیم آیا تا به حال شده به خاطر مولی‌مان از هواهای نفسانی خود بگذریم؟

اینجاست که به یاد خطبه‌ی جهاد حضرت علی (علیه‌السلام) با کوفیان می‌افتم که در مقایسه‌ی آن‌ها با یاران معاویه می‌فرمودند که «شگفتا! به خدا که هماهنگی این مردم در باطل خویش، و پراکندگی شما در حقّ خود، دل را می‌میراند، و اندوه را تازه می‌گرداند.»

امید که ما مخاطب این بیان از ولیِ بَرحَقّ‌مان نباشیم و شکوه ولایت‌مداری را نمایان سازیم.

[ ۱۳٩٢/٤/٤ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

«هو المذکِّر»

چندتا از پیامک‌هایی که برای روز نیمه شعبان دیدم و بیشتر از اینکه جنبه تبریک داشته باشه، جنبه تلنگری داشت رو میخوام اینجا مطرح کنم:

غریبه‌ای برایش نظر خصوصی گذاشته بود: «ما خودت را می‌خواستیم نه وبلاگت را»...

 

آقا که ظهور کرد، وبلاگ را فیلتر کردند. به جرم داستانک‌هایی، به نام آقا به کام هوای نفس...

 

«من»ِ کامل ... یعنی امام زمان!... هرچه هستی را... منهای او کن!... هر چه می‌ماند... فاصله‌ی ما تا ظهور است...

 

اگر غدیر را چون نوروز عزیز می‌داشتیم! امروز عزیز آمده بود...

 

دلش گرفت... نمی‌دانست چرا... بعدها فهمید.... امام زمان آن لحظه... دلتنگش بوده...

 

دردم ندیدن نیست!... به خود میپیچم از اینکه... تو را می‌بینم... ولی نمی‌شناسمت... درست مثل یوسف!...

[ ۱۳٩٢/٤/۳ ] [ ٤:٢٠ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار