یک جرعه انتظار

" بسم رب الرمضان "

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد            از جاده سه شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به آینه                 آنقدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره بین به تماشای من گرفت           آن گاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه ها گذشت         بی تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟ هیچ یک                دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا              از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار              تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

این شب قدر سه شنبه یادمون باشه که حتما و حتما برای ظهور آقا امام زمان دعا کنیم. همیشه که شرمندشون میشیم وقتی نامه اعمالمون رو نگاه میکنن ولی این بار میتونیم بیشتر دعا کنیم تا هم بتونیم یه خورده وجدان درد خودمون رو التیام ببخشیم و هم ازشون بخوایم که توی تقدیر امسالمون سربازی در رکابشون رو امضاء کنن، چه در زمان غیبت و چه در زمان ظهور، و بخوایم که مانند اهل کوفه نباشیم و هیچ وقت روی حرفشون حرفی نزنیم.

این پیامک هم برام اومد. خیلی دوست داشتنی بود. انگار که یه قسمتهاییش رو بخواد آدم با آقا امام زمان نجوا کنه ناراحت دل شکسته گریه. از همین جا ارسالش میکنم به هر عزیزی که این متن رو میخونه:

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی

اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

حلالم کن ... و اما بعد ...

این شبها دعایم کن

پی نوشت: دعا کنید که بتونیم سه شنبه برسیم به جمکران و اونجا احیا بگیریم.

 

[ ۱۳٩٠/٦/۱ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

"بسم رب العلی"

مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است              اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر میکنم                       این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی                   آینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند میخورم که نبی شهر علم بود             شهری که جزعلی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده شد                 انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر "لا فتی" صفتی در خورش نبود             یا جبرئیل واژه ی بهتر نداشته است

چون روز روشنست که درجهل گمشدست       آنکس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او                      تقصیر من که نیست برابر نداشته است

هنگامه ی مبارک رمضان که میشود عطر شکوفه های آیات در بهار قرآن فضا را پر میکند. و چه نیکوست که هر آنچه فرصت یافتیم بر تلاوت و تدبر بیشتر در آیات این کتاب آسمانی بکوشیم که هر آیه را بطنی است و هر بطنی را بطونی دیگر.

این ماه پر برکت با نام قرآنی ناطق نیز گره خورده است. قرآنی که در طلیعه ی قدر "فزت و رب الکعبه" اش کردند. قرآن در شب قدر نازل شد و باز هم در شب قدر به ملکوت پیوست. این تقارن برای ما شیعیان تلنگری است که علی (علیه السلام) را چونان بیابیم که وقتی میفرماید: "انا الاول و الآخر و الظاهر و الباطن" طعنه بر خداگونگی اش نزنیم.

امیرالمومنین روزی رو به شیعیانش فرمود:‌ "از من بپرسید قبل از آنکه مرا از دست بدهید. من به راه های آسمان آشناترم تا به طرق زمین". اگر در آن زمانه "رجال اشباح الرجال" بودند، در این زمانه، ما فرزندان حیدر کرار باید تمسک بجوییم به آن یگانه ی عالم تا اهل تدبر شویم و نور حکمت قلبمان را رو منور سازد.

حال که هر روزه آماج فتنه ای نو و پیچیده تر از پیش هستیم و در لبیک به ندای "اَینَ عمار"‌ علی دوران بپا خاسته ایم، بهتر آن دیدیم که در این بهار قرآن بکوشیم تا "اَخ القرآن" را از مهجوریت خارج سازیم. پس بر آن شدیم که همراه با همسنگرانمان سیری را‌ آغاز کنیم بر نهج البلاغه.

در گام نخست تصمیم بر آن شد به نام نامی مولا علی (علیه السلام)، 110 عمار، روزانه بخشی از کلام امیر مومنان در نهج البلاغه را قرائت که نه تلاوت نمایند، زیرا تلاوت است نور بصیرت را در دلها روشن میکند.

از آنجا که شیعه را دو بال است، یکی به سرخی عاشورا و دیگری به سبزی ظهور دولت یار، تصمیم آن شد که این 110 روز نورانی را از شب قدر ضربت خوردن مولا آغاز نموده و در شام غریبان حسین شهید (علیه السلام) به فرجام رسانیم. باشد که به برکت این ایام ندای "این الطالب بدم المقتول بکربلا" مان بی پاسخ نماند و در همین ایام نگاهمان به نگاه مهدی فاطمه گره خورد.

لذا از شما همسنگر گرامی درخواست میشود که در صورت تمایل به همراهی با این طرح، ما را از طریق نظرات آگاه کنید تا سهم مورد نظر برایتان ارسال گردد و از جمعه -شب قدر- مصادف با 18 رمضان المبارک و مقارن با 28 مرداد ماه، به مدد حضرتش سیر نهج البلاغه را آغاز کنید.

شرح کامل طرح را در ادامه مطلب مطالعه کنید


کد را برای حمایت داخل وبلاگ یا سایتتان قرار دهید.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٥/٢٢ ] [ ٤:٤٤ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

"بسم رب المهدی"

دیروز روز دیدار امام خامنه ای با دانشجویان بود. خیلی دلم میخواست برم. پارسال هم قسمتم نشده بود ماه مبارک برسم خدمت آقا. دوستان تا پریشب خبر از تهیه کارت برای بنده داده بودن. ولی وقتی راهی بیت بودم توی راه خبر رسید که کارت ورود جور نشده و باید برگردمناراحت.

با هزار امید و آرزو و نذر و نیاز به راهم ادامه دادم تا رسیدم پشت ایست بازرسی بیت رهبری. امیدوار بودم که آقا میطلبه و همونجا کارت جور میشه برام. مثل خیلی های دیگه که همونجا براشون کارت جور میشد و جلوی چشمان ناباور من مشرف میشدن به بیت رهبریتعجب.

دلم نمیومد مثل اونها کارتم جور بشه آخه من نه عضو بسیج بودم و نه از بچه های نهاد رهبری دانشگاه و اصولا دوستان خوبی در کنار هم بودیم. من عضو تشکلی بودم که در آخرین تماس تلفنی بهم گفته بودن که شرمنده هستن و تعداد کارتها کم اومده. قبلا سه باری قسمتم شده بود حضور در حسینیه امام خمینی و دیدار بیواسطه امام خامنه ای. ولی خب دیدار دانشجویی در ماه مبارک رمضان یه عطر و طمع دیگه ای داره که حتی شنیدم خود آقا هم اذعان دارن که دیدارشون با دانشجویان متفاوت از بقیه است. تا حدود 6 و نیم منتظر شدم و بعد با بغض در گلو و ناامیدی راهی منزل شدم.

بعد از کلی اظهار ناراحتی از عدم اذن دخولناراحت نوبت رسید به احساس ندامت و پشیمونیگریه. منی که این طور واله و شیدای دیدار نایب بر حق امام زمانم بودم و چند ساعت رو فقط پشت درب بیت ایشون گذروندم تا فرجی حاصل بشه با خودم فکر میکردم که آیا تا به حال یه همچین زمانی رو برای خود امام زمان خرج کردم یا نه. شرمندگیم که بدجور مضاعف شد وقتی دیدم از این عمری که خدا بهم داده اندکیش رو صرف امام زمانم کردم. اندک که چه عرض کنم بگم هیچی بهتر حق مطلب رو ادا کردم.

شاید تا به حال پیش نیومده باشه که برای رسیدن به درب خیمه آقا امام زمان تلاشی بکنم و همیشه فقط در دعاهایی مثل دعای عهد و ندبه این رو از خدا خواستم. این که میگم برسم پشت خیمه آقا امام زمان نه از این جهته که بخوام جمال دلرباشون رو ببینم که اگر قسمتم بشه از شوقش جون میدم ولی هدفم از پشت خیمه رسیدن اینه که در رکاب آقا و از جمله ی "المُسارِعینَ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ و المُمتَثِلینَ لِاَوامِرِهِ و المُحامینَ عَنهُ و السابِقینَ اِلی اِرادَتِهِ و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیهِ" باشم.

خلاصه که ناراحتی رو تونستم تحمل کنم ولی حسرت و شرم این سالهای عمرم رو نمیدونم چه طوری باید تحمل کنم گریه گریه. امیدوارم بتونم بقیه ساعات زندگی رو وقف آقا امام زمان کنم که ایشون "اولی به انفسنا" هستن. برای این کار هم از خودشون مدد میگیرم و خدمتشون عرض میکنم:

هرگز نگویمت صنما دست من بگیر 

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن

پی نوشت: خدا پرسید: میخورید یا می برید؟ و من پاسخ دادم: میخورم. چه میدانستم لذتها را می برند حسرتها را میخورند گریه امید که حسرت ماه رحمتش بر دلمان نماند.

[ ۱۳٩٠/٥/٢٠ ] [ ٥:٤٢ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

"بسم رب الرمضان"

خواستم بیام یه دلنوشته بگذارم برای نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان ولی امشب تلویزیون در برنامه ی پارک ملت آقای میثم محمد حسنی ( مدیر سایت دوئل ) رو نشون داد. تصمیم گرفتم که طرح ایشون رو بگذارم توی وبم به جای چندین هزار کلمه. کلی لذت بردم که تلویزیون به بچه های ولایی نت هم توجه کرد. لبخند

رمضان و دست یاری خدا

این یکی عکس هم جهت رویت ماه میگذارم که همگی با هم لذت ببریم.

ماه رویت شد

التماس دعا اول از آقا امام زمان بعد از امام خامنه ای و بعد از هر دوستی که این پست رو میخونه. اول برای فرج دعا کنید بعد برای ما بندگان خدا.

[ ۱۳٩٠/٥/۱٠ ] [ ۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار