یک جرعه انتظار

«هو الفتاح المبین»

اوایل انقلاب یک داستانی دهان به دهان نقل میشد و یک جورایی شده بود ضرب المثل و چیزی بود به این مضمون:

3 نفر دور هم جمع میشوند و یک حزب تشکیل میدهند. 4 نفر که شدند روزنامه میزنند. 5 نفر که شدند دچار تفاوت آرا میشوند و حزب منحل میشود و تبدیل میشوند به دو گروه. یک گروه سه نفره دوباره حزب تشکیل میدهند و گروه دو نفره منتظر میشوند تا بشوند سه نفر و حزب تشکیل بدهند.

این مدل خنده دار حزب بازی برای موقعی بود که مردم تازه داشتنذ طعم دموکراسی و حکومت جمهوری را میچشیدند. ولی حالا بعد از 33 سال باز شاهد همین مدل هستیم.

سری که به اخبار جبهه های انتخاباتی بزنید با من موافق میشوید.

انتخابات

یک روز جبهه پایداری انقلاب اسلامی اعلام موجودیت می کند. یک روز دیگر جبهه متحد اصولگرایی خودش را معرفی میکند. جبهه ایستادگی هم یک روزی رخ نشان میدهد. چند روز دیگر هم جبهه بصیرت و پایداری و  همین طور ادامه پیدا میکند تا ببینیم تا روز انتخابات به چند تا جبهه میرسند.

شاید یک عده بگویند وجود این جبهه ها فرصتی است برای انقلاب و کشاندن مردم به پای صندوق رای ولی به نظر من تهدیدش کمتر از فرصتش نیست. وقتی به چهره های گروه ها نگاه میکنیم و میبینیم دوستانی که روزی در جبهه ای واحد میجنگیدند و برای انقلاب سینه سپر می کردند حالا تحمل ندارند که کنار هم در یک جبهه قرار بگیرند چه برسد به اینکه در یک مجلس بخواهند برای من رای مشترک بدهند. و این تهدیدی است برای انقلاب که نیروهایش این طور پراکنده باشند. مخصوصا حالا که امام خامنه ای دم از همبستگی و اتحاد و وحدت میزنند.

امام خامنه ای در انتخابات

از بیرون که نگاه کنیم میبینیم تعدد اصولگرایی ضربه ای میشود برای نظام که مگر اصول اسلام و انقلاب چند دسته است که باید چندین دسته به سویش گرایش داشته باشند؟

اگر اصول، آن است که امام خمینی و امام خامنه ای بر آنها تأکید میکنند پس چرا آنانی که خود را حامیان و رهروان ولایت میدانند بر طبل های مختلف میکوبند؟

جالبتر آنکه میبینیم اسامی مشترکی در جبهه های مختلف به چشم می خورد. و این شک برانگیز است که مگر یک نفر معتقد به چند اصل است که در چند دسته حضور پیدا می کند؟ و یا دلیل دیگری دارد که مثلا این افراد می خواهند به هر طریق که شده و با هر گروهی که شده به مجلس راه یابند؟

نمیدانم. هر چه که هست نباید شعور ملت فهیم ایران را دست کم گرفت و این طور در مقابلش به حزب بازی پرداخت.

خدایا عاقبت امورمان را ختم به خیر کن

[ ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار