یک جرعه انتظار

« اَلسَلامُ عَلَیکَ یا اَبَالحَسَن اَیُّهَا الهادی»

آخ که چه شب قشنگیه امشب. تو راه منزل سر بلند کردم به دیدن آسمون و دیدم که ماه چه زیبا شده امشب. محو تماشا شده بودم. نمیدونستم که امشب چه خبره. اومدم منزل متوجه شدم که بله امشب کائنات جشن گرفتن برای دردانه امام جواد که در نیمه ذی الحجه قدم در پهنه گیتی نهاده. حتم دارم که امشب حضرت ماه خودمون هم خوشحاله. از اون خوشحالتر حضرت خورشید یوسف زهراست که امشب میلاد جدّ عزیزشه. ما هم که به شادی آقا امام زمان شادیم. 

این لحظات را باید غنیمت شمرد و دعا کرد برای فرج حضرتش. برای گشایش کار خودمان که در گرو فرج حضرتش است باید باید دعا کرد. 

پ.ن: خیلی دوست داشتم که امشب قلمم میومد و حرف دلم رو خیلی خوب میزدم ولی حیف که قلم یاری نمیکنه در شادی. گشتم تو کتابهام به دنبال یه شعر خوب که اون هم یافت نشد. واقعا که چه غریبه امام  هادی. عیبی نداره. مهم اینه که امشب تو جشن آسمونی، ما هم شرکت کرده باشیم.

[ ۱۳۸٩/٩/۱ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

به همه دوستانی که مثل ما دانشجویان سیب زمینی نبودند و نگران قانون دانشجوی پولی بودند میرسانم که چند لحظه پیش تو اخبار شنیدم که این قانون تو شورای نگهبان رای نیاورد و به صحن مجلس بازخورد پیدا کرد. امیدواریم که این قانون کلا تصویب نشه که ما هم دچار نظام سرمایه داری نشیم.

پ.ن:به اون دوستانی که نمیدونن در مورد چی صحبت میکنم پیشنهاد میکنم که به « دانشجو باید سیب زمینی نباشد» مراجعه کنند. 

[ ۱۳۸٩/۸/٢٩ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

این لینک که دوستان خوبم تو وبلاگ مطهرون در پست قبلی معرفی کردند رو خوندم و دیدم که خوبه که دیگران هم بخونن و ازش مسائل خوبی رو یاد بگیرن.

http://motaharoon.persianblog.ir/post/10/

[ ۱۳۸٩/۸/٢٩ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

عید قربانی کردن هواهای نفسانی مبارک

یه سری اطلاعات تو لینک زیر موجود است که از مرکز فرهنگی شهید آوینی گرفتم. خیلی جالبه و خیلی هم مهم. اگه کامل بخونیدش با من همنظر میشید ( البته فکر میکنم). لبخند 

http://up./Files0/26b06eed87024467a411.pdf

[ ۱۳۸٩/۸/٢٥ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

« اَللّهُمَ اجعَلنی اَخشاک کَاَنّی اَراک» « خدای من به من آن مقام خشیّت از جلال و عظمتت را عطا کن که گویا تو را میبینم»

چه نجوایی میکنی مولای من؟ چه عظیم با آن یگانه سخن میگویی؟ چه غریب با معشوقت به عشق بازی نشسته ای؟ چگونه تاب میآوری این لحظه های عاشقی و شیفتگی را در زمین؟ آری در هر کجای این زمین نمیشود این طور عشق بازی کرد. باید در عرفات بود. باید در عرفات اشک ریخت تا آن یگانه بطلبد خلیفه اش را. این خاک چه گیرایی عجیبی دارد. این عرفات چیست که وقتی اشکت بر آن چکید دیگر نیازی نبود که اعمال حج را تمام کنی. اشکت در روزه عرفه و در زمین عرفات و عشق بازیت کامل کرد حج را. و شما روانه میعادگاه شدید. ولی میعادگاه حسین که نباید چون دیگر خلایق باشد. این حسین است که عالم همه دیوانه اوست. باید تبارک الله گفت به خدا که حسینش را این چنین واله به صحرای کربلا کشاند تا آنجا در آغوشش بکشد. عرفات با تمام بزرگی اش برای حسین کوچک بود. عرفات فقط ظرفیت اشک حسین را داشت. عرفات حتی ظرفیت خون اسماعیل را نداشت چه رسد به حسین سید الشهداء. عرفات برای حسین حکم معبری را داشت که او را به خدا میرساند ولی این رسیدن نباید اینجا صورت میپذیرفت، باید تا کربلا ادامه میافت. چه کشید اباعبدلله در این نجوای عرفه اش با معبودش. چه طور توانست آن معبود را آماده پذیرش خود کند. چه گفت در عرفه که در عرض یک ماه رسید به عاشورا و چه عاشورایی رقم زد. چه عاشقانه گفتگو کرد که آن معشوق تاب نیاورد که حسین را در میان ناپاکان نظاره گر باشد و او را به کنار خود فراخواند.

آری امروز عرفه است و ما شیعیان آن حسین که محبوب خدا بود در زمین دست به دعا برداشته ایم و تکرار میکنیم آن کلمات را و با خود زمزمه میکنیم تا شاید خدا نیز ما را حسینی گرداند. نجوای حسین را میشنویم و بر خود نهیب میزنیم که اگر او این چنین خود را خاشع و خاضع در برابر آن یگانه نشان میداده ما چه بگوییم که حتی .............. . آری این حسین است که اینگونه میگوید و چه کسی دیگر در این پهنه گیتی میتواند اینگونه بگوید به جز فرزند حسین. آری فرزند حسین که حالا در میان ماست و در عرفات این کلمات را چنان بیان میکند که اگر ما نیز میشنیدیم نمیتوانستیم جان در قالب حفظ کنیم.

 ای فرزند حسین اینک تو امام زمان مایی. اینک تویی که واسطه فیض حضرت رب به ما بندگانش هستی. پس تو بخواه برای ما آن فیض عظیم را. تو بخواه که خدا نجوای تو را اجابت میکند. از او بخواه که ما را از این سرمای بی خورشید رویت خارج سازد. از او بخواه که چشم ما را به جمالت روشن گرداند. از او بخواه که در فرج حضرتت تعجیل کند. از او بخواه که انتقام حسینش را هرچه سریعتر بستاند.

[ ۱۳۸٩/۸/٢٥ ] [ ۱:٢٤ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

این لینک خیلی بامزه است. دوست دارم همه با هم ببینیم و بخندیم تو این روزهای بابرکت. خدا خیر بده به سازنده هاش. ما که قابل نیستیم برای دعا، شما ستاره های گل دعاشون کنید.

http://sceptered.persiangig.com/audio/mir%20hosen.swf

[ ۱۳۸٩/۸/٢٤ ] [ ۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

« یا اباجعفر یا محمّد بن علی ایّها الباقر یابن رسول الله یا حجّة الله علی خلقه یا سیّدنا و مولینا انّا توجّهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله» 

بارها غربت را معنی کرده ایم. ولی حالا غربت آن است که مزار امامی بزرگوار در مدینه باشد و شیعیانش راهی مکه باشند و در این شب غریب زائری نداشته باشد. خدا چه مصلحتی میدانست که شهادتش را در موسم حج برگزید تا در کرامتش و در رثایش شیعیانش در منا بگریند. حضرت امام باقر فرمودند: که تا ده سال برایش عزاداری کنند. و چه ماهرانه بعد از شهادتشان ترویج اسلام ناب محمدی کردند.

ای امام عزیز، ای امامی که ما هر چه از معارف دینمان میدانیم از کلام گهربار شما و فرزندتان امام صادق است. کاش میتوانستیم هم اینک در مدینه باشیم و بر مزارتان ناله از دل سردهیم ولی چه کنیم که بقیع در دستان ناپاکانی قرار دارد که حتی اگر ما هم آنجا میبودیم به ما اجازه ناله زدن را نمیدادند ولی ما شیعه شماییم و حاشا که شیعه زیر بار حرف زور نامسلمانان آل سعود بماند.

شما کوچکترین امام ما در کربلا بودی. شما با حسین عرفه را گذراندی و همراه او با عرفات خداحافظی کردی برای احیای دین جدتان. شما با حسین بودی در آن صحرای نینوا. شما طعم اسارت را چشیدی. چه صحنه هایی را دیدی با چشمهایت و میدانم که به سختی تاب آوردی آن لحظات را. چه ها دیدی در اسارت و چه ها شنیدی در خرابه شام. چه ها دیدی در کاخ یزید. تو هم دیدی نامردانگی کوفیان را. شما هم دیدی آن قوم نفرین شده را. دیدی آن قوم که دم از عشق به خاندان شما میزدند چگونه در وقت یاری دست از یاریتان کشیدند.

اماما در این شب غریب به شما متوسل شده ایم و میخواهیم واسطه باشی میان ما و خدا که ما را به مصیبت عاشورا گرفتار نکند، که ما را مانند مردم کوفه آزمون نکند چون ما دستمان خالیست ولی با قلبی محکم و امیدوار، خواهان سربازی سلاله پاک شما هستیم که در دوران جانگداز غیبت فرزندتان هر روز با هجمه ای از جانب دشمنان مواجه میشویم. شفاعت ما را بنما و شهادت در رکاب فرزندتان را روزیمان بطلب.

[ ۱۳۸٩/۸/٢٢ ] [ ٦:٤٤ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

امروز که به سایت آینده از آن حزب الله سر زدم دیدم که تو قسمت نظرات یه دوستی این لینک رو معرفی کرده با توجه به سریال مختار که دیشب پخش شده بود. مطلب رو بازکردم و یادم افتاد چند سال پیش با چه ذوقی این مطلب رو میخوندم. دیدم خالی از لطف نیست که دیگران هم اگر سری به ما زدند این مطلب رو بخونن و ترجیحا ترویجش کنند. قربتا الی الله.

http://afkarenow.com/resane%20ha/khavas.htm

[ ۱۳۸٩/۸/٢٢ ] [ ۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

عصر یک جمعه دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه ی باران نرسیده است؟و هرکس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است،به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟ چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟ دل عشق ترک خورد؛ گل زخم نمک خورد؛ زمین مرد؛ زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد، زمین مرد، زمین مرد، خداوند گواه است، دلم چشم به راه است؛ و در حسرت یک پلک نگاه است؛ ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی؛ برسد کاش صدایم به صدایی .........

«سید حمید رضا برقعی»

[ ۱۳۸٩/۸/٢۱ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

مدتها از این جمله که روی کتاب امام خامنه ای نوشته بود میگذرد و حالا ما دانشجویان سعیمان بر این است که به این جمله عمل کنیم. سعی میکنیم که نسبت به مسائل دور و برمان بی اعتنا نباشیم یعنی سیب زمینی نباشیم.

سه شنبه پیش بود که تو اخبار ساعت 14 شبکه 1 صحن مجلس رو نشون داد که موافق و مخالف در مورد پولی شدن دانشگاه ها صحبت میکردند که در نهایت این بند از لایحه تصویب شد. از اون روز تو این فکر بودیم که چه کنیم؟ دانشجویان از تشکل های مختلف چندین بیانیه صادر کردند. 

با تصویب این بند از لایحه، آینده شیرین میشود. دیگه نیاز نیست که درس بخونیم تا به دانشگاه های خوب وارد بشیم. هر که پولش بیش دانشگاهش بهتر. یادش بخیر یه زمانی یه رهبری میگفت: نگذارید که این انقلاب به دست نااهلان بیفتد. خوبه دیگه اون بنده خدا که حالا فوت کرده و بین ما نیست که ببینه انقلابمون رو به نااهلان نمیدیم در عوض میدیمش به پولدار هامون. به هر حال خوبه دیگه اونها پول دارن نا اهل نیستن که فقط یه وقت هایی یادشون میره این انقلاب ثمره مجاهدت و خون مستضعفینه. ما با وارد شدن دانشجوی پولدار از طریق کنکور و با سعی و تلاش خودش به دانشگاه مخالف نیستیم، چون این تبعیض نیست، چون همه حق دارن که به دانشگاه وارد بشن و در این عرصه علمی کار کنند و با مجاهدت و شب بیداری و فعالیت به یه جایی برسن، چون در این صورت قدر جایگاهشون رو میدونن.

بالاخره امروز کار اصلی رو انجام دادیم و به اعتراض به این بند رفتیم جلوی مجلس. این برنامه رو بچه های جنبش عدالتخواهی دانشجویی ترتیب داده بودند که البته فهمیدیم که نتونستن براش مجوز بگیرن. من هم که البته عضو تشکل دیگه ای هستم ولی به خاطر اینکه قراره سیب زمینی نباشم و اعتراض داشتم با دوستان دیگه ملحق شدیم به تجمع. اول رفتیم جلوی سازمان برنامه تجمع کردیم و شعار دادیم و از دولت عدالتخواه مطالبه کردیم پاسخگویی به سوالمون رو ولی کسی نیومد برای پاسخ گویی. بعد از کلی بیانیه خوندن رفتیم جلوی مجلس شورای اسلامی که اعتراض کنیم به تصویب این ماده. گفتیم: «ای مجلس اصولی/ مدرک رو کردی پولی» و شعار های دیگه. خوب بود حداقل اینجا دو تا نماینده اومدن جوابمون رو بدن.

آقای دکتر توکلی که اومد برامون شرح داد که چرا دولت این بند رو گذاشته: به خاطر اینکه پول نفت نمیکشه برای تعداد زیادی از دانشجویان. بالاخره دولت باید از یه جایی تامین کنه هزینه ها رو. دولت تصمیم گرفته که دانشجوی پولی بگیره. خب درست میگفت ولی راهش این نیست که دانشجوی پولی بگیره. راه های بهتری هم هست. این همه مفاسد اقتصادی تو این مملکت داره پول نفت رو حروم میکنه بعد به جای اینکه با اونها مبارزه کنن از بودجه دانشجوها میزنن. یه چیزی به نظر خودم رسید که دوست دارم اینجا بیان کنم: دولت اگه پول کم میاره میتونه از همه دانشجوها یه درصد کمی بگیره ولی نباید کرسی های دانشگاه رو بفروشه. خلاصه آقای توکلی گفت که بهترین راه اینه که تو شورای نگهبان تصویب نشه و برگرده مجلس. راه بعدی اینه که از دولت بخواهیم که به این مصوبه عمل نکنه چون تو این مصوبه دولت اختیار داره. گفتیم: اگه دولت میخواست عمل نکنه چرا لایحه اش رو آورد مجلس. تازه اگه این دولت عمل نکنه چه ضمانتی داره که دولت بعدی هم عمل نکنه.

آقای دکتر کوچک زاده هم اومد و به حمایت از ما سخن گفت. ایشون هم شبیه  همون صحبتها رو گفت و بیشتر توضیح داد که در مصوبات دیگری هم این مشکل هست مثل بهداشت و درمان و آموزش. ایشون هم مثل دکتر توکلی گفت که این ماده بندهای بدتری هم داشته که تلاش شد که تصویب نشه و تصویب نشد.

بعد از رفتن نماینده ها دوباره بچه ها بیانیه خوندن و نظراتشون رو راجع به این صحبتهای جدید دادن و قرار شد که طومارهای امضا رو به خدمت شورای نگهبان ببرن تا بلکه تاثیری داشته باشه. ولی فکر کنم در آخر باید سازمان برنامه پاسخگوی این مسئله باشه.

امیدوارم این کار ما دانشجوها مورد رضایت امام خامنه ای باشه. به هرحال ما نگران انقلابمون بودیم و همچنین نگران اعتبار دانشگاه هامون که با تحمل مشقت ها توسط دانشجوهای کوشا به دست اومده. امیدواریم که بتونیم مصلحت های در نظر گرفته شده توسط دولت و مجلس رو متوجه بشیم و قانع بشیم و یا قانعشان کنیم در اشتباهی که دارند مرتکب میشوند و ممکن است جامعه ما رو بیش از پیش به جوامع سرمایه داری نزدیک کنن. امیدوارم که درست تصمیم بگیریم تا انقلابمون از راه خود منحرف نشه. چون میدونیم که دانشگاه «کارخانه آدم سازی» است نه «بنگاه اقتصادی».

برای اطلاعات بهتر میتوان به سایت جنبش عدالتخواهی دانشجویان مراجعه کرد.

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

سالروز وصال آسمانی ترین عشق ها مبارک.

روزی پیامبر (صل الله علیه و آله) از حضرت علی ( علیه السلام) میپرسند: فاطمه برای تو چگونه همسریست؟

حضرت علی (علیه السلام) میفرمایند: بهترین یاری کننده من در اطاعت الهی است فاطمه.

پیامبر (صل الله علیه و آله) همین سوال را از حضرت زهرا (سلام الله علیها) میپرسند و حضرت زهرا هم مانند حضرت علی پاسخ میدهند.

ای کاش ما جوانان نیز این چنین زوج هایی را به عنوان الگو برمیگزیدیم. آخه زشته برای ما بچه شیعه ها که این طور برای ازدواج مشکل داشته باشیم. زشته که خانواده ها کلی سکه مهریه دخترشون میکنن تا پشتوانه زندگیش باشه. زشته که فکر میکنیم زندگی خوب به مهریه بالاست و جهیزیه 70 میلیونی. کاش همه میفهمیدیم که آنچه پشتوانه زندگیست چیزی نیست جز نظر خداوند بر آن زندگی.

به امید آنکه .......

پ.ن: ذیحجه هم شروع شده و دهه اول هم که نور علی نوره. هر کی که یاد ما بکنه دم افطار خوشحال میشیم که البته ما از قبل دعا گوش هستیم. البته بعد از دعای فرج.

 

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

شب غریبی است امشب. هر شبی که یکی از امامان ما به زهر کین شهید میشود شب غریبی است. امشب شب شهادت امام جواد (علیه السلام) است که به عبارتی میتوان جوان الائمه اش خواند. امامی که در سن ٢۵ سالگی به زهر کین که از جانب همسرش به او خورانده شده به شهادت رسیده. خیلی دردناک است برای بچه شیعه ای مثل من ولی از آن دردناک تر غمی است که به قلب امام زمانمان وارد میشود. آجرک الله بقیة الله.

باشد که ما جوانان پیرو راهشان باشیم.

[ ۱۳۸٩/۸/۱٥ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

نمیدانم از کجا باید شروع کنم: از بغض هایی که جلوی تلویزیون موقع دیدن آقا راه گلویم را می بست یا از دل شکسته ام از نرفتنم به قم برای استقبال آقا. فرقی ندارد. از هر جایی که شروع کنم در آخر میرسم به اینکه امروز بالاخره به آرزویم رسیدم.

آقا ! آقا ! آقا ! چه میکنی شما با قلبهای عشّاقت. چه آتشی گلستان میکنی در دل عاشقان سینه چاکت. چه حسی به ما منتقل میکنی که با دیدنت آرامشی خدایی در دلمان میفکنی. بوی عطر یوسف زهرا را ما باید از شما استشمام کنیم. گاه با خود میگویم که ما که این طور عاشق شما هستیم اگر باشیم و در کنار شما ظهور دولت یار را ببینیم چطور خواهیم بود و چطور تاب میاوریم آن لحظات را. شما فرزند همان زهرایی که پیامبر در کرامتش فرمود: «فاطمة بضعة منّی» و من حالا که اماممان در پرده غیبت است به خود اجازه میدهم تا این طور عرضه بدارم که: « امام الخامنه ای بضعة منّا». چه زیبا گفت ستاره شما حسین قدیانی که: « خانه ام بیت رهبریست» و الحق که مامن و ماوای ما بیت شماست.

امروز 12 آبان ما دانشجویان در کنار تعدادی کثیر از دانش آموزان رهرو ولایت به دیدار سیدی بزرگوار دعوت شدیم که سالها چشم انتظار دیدنش بودیم و منتظر بودیم تا با یک نگاهش پالایش روح پیدا کنیم. نزدیک به 2 ساعت دانش آموزان سرود میخواندند و شعار میدادند و ما نیز به تبعیت از آنها تکرار میکردیم و چه سروده ی زیبایی را زمزمه میکردند که ارادتشان را کاملا عیان میکرد.

همه در حال زمزمه بودیم که ناگهان چشممان به جمال دلربایی روشن شد. ناگاه همه برخاستند. از ادب بود یا از عشق نمیدانم. آنقدر میدانم که دیگر کسی روی پا بند نمیشد و همه هروله کنان به سمت آن ماه درخشنده میرفتند. چه غوغایی برخاست و چه شور الهی که در دل تک تک ما عاشقان ولایت شعله ور شد. از نگاه به چهره بقیه معذور بودم و تمام نگاهم را به آن ماه حسینی تبار دوخته بودم. نمیدانم همه اینگونه بودند یا فقط من بودم که سیل اشک را روی گونه ام حس میکردم. خدا را سپاس میگفتم به خاطر وجود مبارکش و به خاطر حضورم در کنار وجودش که ستاره بدون ماه رخ نشان نمیدهد به زمینیان.

کلام گهربار آقا در موضوع 13 آبان بسیار زیبا بود و چه خوب معلمی میکرد ما را تا بدانیم که چه گذشته است و چه کرده اند و چه باید انجام دهیم. لذتمان مضاعف میشد وقتی ما را پیش قراولان رسیدن به قله اهداف انقلاب اسلامی میخواند. از این کرامتی که برای ما قائل بود شادمانه و مسرور با خود زمزمه میکردیم که خدایا تو را سپاس که ما را در این برهه از زمان افسر جوان جنگ نرم قرار دادی.

ناگهان آتشی کشید بر جگرمان که خدا میداند اگر از کسی دیگر میشنیدیم چه بر سرش میآوردیم. امام خامنه ای در میان سخنانش که در مورد فتنه میفرمود به ما گفت که چند سال بعد خواهیم دید که تحلیل گران چه چیزهایی خواهند نوشت در مورد فتنه سال 88 و آنها خواهند گفت که چه خطری از سر انقلابمان گذشت. این را گفت و ما را حواله داد به آینده و ناگاه کلامی با این مضمون فرمود: «حتی اگر من نباشم شما این را خواهید دید». ما که حتی فکر کردن به این حرف را هم بر خود حرام میدانیم چه طاقتی آوردیم که در مقابل آقا خود را کنترل کردیم و ناله از دل سرندادیم.

اینها تنها دل گویه ای بود از زبان الکن من که خود را کوچکترین ستاره حضرت ماه میدانم و سلامتش را از خداوند خواهانم. باشد که زیبا بدرخشد در این شبهای غیبت و فراق خورشید.

در پایان سرودی را که دانش آموزان برای حضرتش خواندند را میآورم تا بر ارادتمان افزون شود:

«ساحل آرامش»

آسمانی سید ما، عامل وحدت تویی/ محور فیاض رحمت، عامل عزت تویی

هیبتت لرزانده دشمن، باعث شوکت تویی/ ای حکیم نکته پرداز، حامل حکمت تویی

ذوالفقار اجتهاد و علم و دین/ جایگاه تو دل مستضعفین

ساحل آرامش موج فتن/ ای بلند آسمانی عشق من

ای خدا مرد زمان، ای رهبرم/ سایه ات بادا هماره بر سرم

از تو شکوفا شده ایران زمین/ نقطه عطفی تو به اشراق دین

شمع وجود تو نگردد خموش/ جمله جهان از می تو جرعه نوش

حرف و کلامت همه توحید ناب/ دست خدا کرده تو را انتخاب

آسمانی سید ما، عامل وحدت تویی/ محور فیاض رحمت، عامل عزت تویی

دشمن مپندارد که مجهور است قرآن/ حبل المتین و سعی مشکور است قرآن

آتش زدند گر دشمنان اوراق آن را/ نورٌ علی نورٌ علی نور است قرآن

ما با علی تا پای جان مردانه هستیم/ ما با ولایت با دل و جان عهد بستیم

ما جرعه نوشان می ناب تو هستیم/ ما از خم ناب ولایت مست مستیم

مردان پیروز و بسیجی های عاشق/ با رهبر فرزانه کی پیمان گسستیم

فرزند عشقیم و جهاد و علم و ایمان/ ما تشنه باران گفتار تو هستیم

[ ۱۳۸٩/۸/۱٢ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

با نزدیک شدن سالروز تسخیر لانه ی جاسوسی به دست دانشجویان پیرو خط امام هر گروهی به نوبه ی خود دوست دارد خود را به آنها وصل نموده و یا به گونه ای از آنان دم بزند . در این میان موضع پایگاه خبری – تخریبی جماران قابل توجه است که نمی تواند خوی منافقانه خود را در برابر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و آرمانهای امام رضوان الله تعالی علیه پنهان دارد و این روزها سوتی هایی می دهد تا هر چه بیشتر خصلت دوگانه ی خود را نشان دهد .


این پایگاه خبری که البته توصیفش را در مطلب قبلی لجمن شنیده اید در مصاحبه ی خود با آقای نعیمی پور و خانم ابتکار به مناسبت تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا به نحوی وانمود می کند تا همه ی آنچه از آن روز شنیده ایم را به پای یاران دوم خردادی خود که این روزها در بنیاد ماران ! نشسته اند بنویسید و البته این توهین ها به اینجا ختم نمی شود و خیانت خود را بر علیه این دانشجویان وقتی روا می دارد که آقای نعیمی پور این دانشجویان را چون وابسته به هیچ جناح و یا حزبی نبودند با دانشجو نماهایی که در درون دانشگاه هستند و خود را از اهالی فتنه ی سبز می دانند مقایسه می کند .


او در این باره می گوید : تلاش این بود که به نوعی گفته بشود که این دانشجویان مسلمان و پیرو خط امام اند و برای خودشان دفتر و تشکل و یژه ای ندارند که بخواهند برای حزب خود کار کنند مثل دانشجویان سبز امروز که در دانشگاه ها هستند.


اینکه خانم ابتکار و آقای نعیمی پور تلویحاً پشیمانی از گذشته خود را ابراز می دارند جای تعجب نیست چرا که سابقه ی این افراد در دولت اصلاحات کاملاً درخشان ! است . اما تعجب از این پایگاه خبری – تخریبی است که نام جماران را با خود به یدک می کشد اما در این مصاحبه سئوالاتی را می پرسد تا این افراد و افرادی از این دست به راحتی هر اراجیفی را از دهانشان بیرون بریزند و به این راحتی اجازه تحریف تاریخ را به خودشان بدهند .

پ.ن: کل این متن از وبلاگ لجمن کپی شده است (قربتا الی الله) و صرفا جهت اطلاع است.

[ ۱۳۸٩/۸/۱٢ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

من که مطبوعات چی نیستم ولی مطبوعات چی ها رو دوست دارم. دیروز رفتم نمایشگاه مطبوعات. خوب بود هم با چندتا نشریه جدید آشنا شدم هم مشترک چند نشریه باحال شدم مثل راه و پلاک هشت. دنبال یه چیزی بودم که در حاشیه نمایشگاه باشه که برم برای دیدنش ولی چیزی نبود. حالا امروز که من نمیتونستم برم نمایشگاه مراسم اهدای جایزه به زنان خبرنگار رو برگزار کردند. یه  حاشیه هم که به درد من میخورد گذاشتند روزی که من نمیرم. ولی در کل دست برگزارکنندگان این بخش درد نکنه که بالاخره یه کاری برای زنان انجام دادند. یعنی باید 16 سال میگذشت تا مسئولین به این فکر بیفتند که یه همچین جایزه ای لازمه با توجه به اینکه اسلام این همه سفارش در مورد زنان کرده که باید برای کرامت زنان ارزش بیشتری قائل بود. من فمنیست نیستم ولی واقعا نمیدونم چرا تو این مملکت کمتر از آنکه شایسته است به خانم ها اهمیت میدهند. هر چه که امامان خمینی و خامنه ای اندر کرامت زن صحبت کردند تازه چند سالیه که داره بهش توجه میشه. امیدوارم که سیاست گذاران ما بیشتر به این فرمایشات توجه کنند.

[ ۱۳۸٩/۸/۸ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

تلاش برای شکست رئیس جمهور عدالت خواه و ضد صهیونیستی ایران و برخی بدعت ها و بهانه های داخلی همانند تشکیل کمیته صیانت از آراء که ماه ها قبل از انتخابات دهم در راستای پیشگیری از واگذاری نتیجه انتخابات و پر رنگ کردن اتهام خیانت در امانت مردم، از سوی برخی نامزدها مطرح شد، فعالیت های رسانه ای و جنگی که در آستانه برگزاری هر یک از انتخابات ایران روی میدهد، تشدید و جنگ های روانی مرسوم  که سران کاخ سفید و برخی کشورهای اروپایی را در طراحی سناریوی نفاق مصمم کرد.

خبرگزاری آسوشتیدپرس در گزارشی، به حمایت های مادی و معنوی دانشگاه آزاد از جریان فتنه اذعان کرد.....

ادامه مطلب رو در لینک زیر ببینید:

http://www.up./Files73/8816605c1c38407b837f.pdf

پ.ن: این مطلب رو از وبلاگ مرکز فرهنگی شهید آوینی کپی کردم (با کمی تصحیح). البته در لینک بالا مطالب دیگری نیز خواهید یافت.

[ ۱۳۸٩/۸/۸ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونانکه بایدند

 نه بایدها.....

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض میخورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره میکنم:

باشد برای روز مبادا !

امّا

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

امّا کسی چه میداند؟

شاید

امروز نیز روز مبادا

باشد !

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونانکه بایدند

نه بایدها....

هر روز بی تو

روز مباداست !

«قیصر امین پور»

پ.ن: امروز جمعه بود و روز ویژه عرض ارادت خدمت آقا امام زمان، پس این شعر رو انتخاب کردم که هم دلتنگی ما رو نشون میده و هم یادآوری اینکه 3 سال پیش در فردا روزی یکی از بهترین شاعران این مرز و بوم چهره در نقاب خواب کشید. روحش شاد باد و امید که در رکاب حضرتش رجعت نماید.

[ ۱۳۸٩/۸/٧ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]

امام صادق (علیه السلام): برای خداوند حرمی است و آن مکه است و برای رسول الله حرمی و آن مدینه است و برای امیر المومنین حرمی و آن کوفه است و برای ما حرمی و آن قم است و در آن فرزندی از من به اسم فاطمه دفن خواهد شد ............ ( بحار الانوار، جلد ٩٩)

امام خامنه ای ( مد ظله العالی): خدمت به این شهر خدمت به آبروی جمهوری اسلامی است. (در جمع دولتمردان و سیاسیون در قم، ۵ آبان ١٣٨٩)

این دوتا رو کنار هم مقایسه کنید. البته درسته که امام خامنه ای در ادامه ی اینکه انقلاب از قم شروع و هدایت شده جمله بالا رو فرمودند ولی اگه با حدیث بالا مقایسه بشه و بعد نتیجه گیری بشه به نتایج جالبی خواهید رسید ان شاء الله.

پ.ن. : اگه دوست داشتید نتیجه رو به ما هم اطلاع بدید. به هر حال چند فکر بهتر از یه فکره.

 

[ ۱۳۸٩/۸/٦ ] [ ۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ وارث ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

روزی «اُویس قرنی» موجب تعجب آدمیان بود که چگونه واله و شیدای معشوقی است که ندیده است. معشوقی که حبیب الله بود. و امروز ما وارثان ثارالله از پس 12 قرن که مهدی فاطمه در پرده غیبت مستور است همچون اُویس نه بلکه عاشقتر و شیفته تر از او چشم انتظار وارث همه انبیاء و اوصیاء هستیم. کوچکتر از آنم که خود را شیعه اش بنامم پس به محب بودن خود افتخار می کنم که «هر که را نسزد چنین مقامی» امید آنکه در کنار نایب بر حقش در رکابش جان نثاری کنم
نويسندگان
لینک دوستان





آوای خوش انتظار