|
یک جرعه انتظار بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین
|
«هو العادل» دیروز نزدیک ظهر داشتم از مترو «هفت تیر» خارج میشدم که صدای آواز زنانه ای به گوشم خورد همراه با صدای ساز. متوجه نشدم صدا زنده هست یا از ماشین آدم بی مبالاتی داره خارج میشه. از پله ها که بالا میرفتم مردم را دیدم که چشم به یک سو دارند. وقتی خارج شدم با صحنه عجیبی مواجه شدم. دخترکی نوجوان به همراه دوستش که همسن خودش به نظر میرسید کنار مترو ایستاده بودند به ساز زدن و آوازه خوانی (بخوانید همان تکدّی گری) همراه با بلندگوی دستی. مردم ایستاده بودند و به آنها نگاه میکردند. جای ایستادن چون منی نبود. از این محوطه دور شدم ولی مگر میشد از فکر به این صحنه هم دور شد؟؟؟؟ برای منی که خانم هستم هیچ لذتی نداشت شنیدن صدای دخترک ولی مطمئنم برای آقایون حتما لذت داشته. حالا نمیخوام بگم که اگه توی چشمهای اطرافیان دختر دقیق میشدم چه چیزهایی رو میتونستم از افکارشون بخونم. گشت ارشادی هم که معمولا در میدان هفت تیر زیارت میکردیم دیروز به چشممون نخورد. نمیگم فقط باید این دختربچه ها رو برد به نیروی انتظامی ولی اگه الآن با این روش تکدی گری مفسدانه مقابله نشه احتمالا فردای روز که دختران جوان تر هم اینگونه روش خودفروشی رو ادامه بدن دیگه مقابله کردن باهاشون خیلی سخت میشه. از نهادهای مسئول در طرح عفاف و حجاب خواستاریم که برای این جور مسائل هم فکری بکنند که حداقل بتونیم این نوع فساد رو در نطفه خفه کنیم. فسادی که همه میدانیم از سر فقر است و بدتر از آن از سر فقر فرهنگی. حی علی الجهاد [ ۱۳٩۱/٢/٢٩ ] [ ۱:۳٢ ب.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون
می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خدا کامل کننده نور خویش است اگرچه کافران را ناخوش آید
سوره مبارکه صف ، آیه شریفه8
انا لله و انا الیه راجعون
دشمنى و لجالجت هاى بیهود ه دشمنان اسلام و مغرضانی که خود را در لفافه دیگر ادیان پنهان کردند در طول تاریخ بر علیه اسلام و مسلمانان بر هیچ کس مخفى و پوشیده نیست ، اینها به دلیل عناد و دشمنى سرسختانهی که در حق قران و مسلمانان روا داشتند مورد لعن الهى قرار گرفتند به گونهى که ما مسلمانان در هر شبانه روز و در حین نماز، از خدا مىخواهیم
«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَصِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضَّالِّینَ»[1]
ما را به راه راست هدایت فرما راه آنها که بر آنان نعمت دادى نه آنها که بر ایشان غضب کردى و نه گمراهان«به اعتقاد جمعى از مفسران مراد از «ضالین» منحرفین نصارى و منظور از «مغضوب علیهم» منحرفان یهود مى باشند»[2]خداوند متعال در قران کریم تلاشهاى مذبوحانه، ذلیلانه و ناموفق اینها را با یک تشبیه منحصر به فرد چنین بیان مى فرماید:
«اینها مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولى خداوند اراده کرده است که این نور الهى را هم چنان گستردهتر و کاملتر سازد، تا همه جهان را فرا گیرد، و تمام جهانیان از پرتو آن بهره گیرند هر چند کافران را خوشایند نباشد. و بعد در ادامه پیروزى و فراگیر شدن اسلام برکل گیتى را نوید مى بخشد و مى فرماید:
او کسى است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان پیروز و غالب گرداند، هر چند مشرکان را خوشایند نباشد.
همه خوب می دانیم که:سالها پیش مرقد امام حسین (ع) را تخریب کردندو زمین آن شخم زده و به آب بستند ! و و باز در چند سال پیش خود نیز دیدیم که بمب در حرم امام رضا (ع) منفجر کردند و همچنین گنبد و بارگاه امام عسگری را چگونه ویرانه کردند. و ما توقع نداشته و نداریم که دست غیب الهی برآمده و مانع این اتفاقات شود.
ما پذیرفته ایم بنا نیست با تفاوت های ظاهری در دنیا مردم مجبور به ایمان شودند. راه کفر باز گذاشته شده تا اختیار معنا یابد و به انسان اجازه داده شده که شنیع ترین اعمال را انجام دهد. و اما ما نباید اجازه دهیم نقدس شکنی شود .
بارها دلهای همه مسلمانان و مومنین بلکه دل هر انسان آزاده ای از عمل شنیعی که در هتک حرمت قران و ائمه صورت گرفته است به درد آمده. ما مسلمانان هرگر نخواهیم گذاشت اینچنین بی حرمتی ها عادی شود و دشمنان دین مبین اسلام هر روز با گستاخی بیشتر عملی زشت تر را در حق قران و مسلمانان انجام دهند.
حال شاهد و ناظر تولید اهنگ ها و ترانه های توهم امیز و شنیع نسبت به ساحت مقدس ائمه هستیم که دل همه مسلمانان از شیعه و سنی را به درد اورده.تمســـخر بیشرمانه " شاهین نجفی " در آهنگ جدیدش بنام
کسانى که کافر شدند گمان نکنند مهلتى که بآنها مىدهیم بصلاحشان است، فقط مهلت مىدهیم که گناه بیافزایند و آنها راست عذابى خوار کننده (آل عمران 178)آنان مکر کردند، و خدا هم مکر کرد، و خدا بهترین مکرکنندگان است (آل عمران 54)
شرم و ننگ بر این انسانما ها.. هر ساله شاهد مسلمان شدن پیروان ادیان دیگر هستیم که به واسطه معجزات و راهبری ائمه در زندگیشان اسلام را پذیرفته اند. حال انکه نا اهلانی انچنین به مقدسات توهین کرده و خود را در لجنزار کفرو نفاق با ادعای روشنفکری و تجدد به دریوزه گی افتاده و اینچنین اقداماتی میکنند
از این جهت جبهه وبلاگی غدیر نیز همانند دیگر دوستان و کاربران این عمل مذبوهانه دشمن را در هتک حرمت ارزشها و مبانی دین اسلام رامحکوم کرده و در این بیانیه انزجار خود را از این نوع اعمال اعلام می دارد همچنین بر خود و دیگر دوستان فعال در این عرصه تکلیف میداند تا ضمن محکوم کردن این گونه اعمال در راه تبیین و تعریف و رو شنگری دینی در این فضا گامهای بلندی را برداشته تا ان شا الله دشمنان دیگر نتوانند دست به چنین اعمالی بزنند واز ایستاده گی پیروان بحق اسلام درس عبرت گرفته و از آنچه در انتظارشان این بی حرمتی ها است خود را دور سازند وگرنه در روی این کره خاکی به سزای اعمالشان خواهند رسید .
دوستانی که از این جنبش حمایت خواهند کرد یا این متن و بنر جنبش و یا بیانیه ای از خود با نام جنبش را در وبلاگهای خود نصب و ایجاد نمایند.
وَ کانَ حَقّاً عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین
[ ۱۳٩۱/٢/۱٩ ] [ ٩:۱٧ ب.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
«هو البصیر» امشب در شبکه جام جم در برنامه کنکاش آقای حسین مظفر (نماینده مجلس) به نکته جالبی اشاره کردند که اینچنین بود: از آقای دکتر جلیلی خواسته شد در مورد کوتاه آمدن غرب در مذاکرات استانبول صحبت کنند. دکتر جلیلی گفتند: میزان بالای حضور مردم در انتخابات اسفندماه مجلس باعث شد که غرب از مواضع خود کوتاه بیاید. (چون دید که مردم از نظام اسلامیشان حمایت میکنند)
بدا به حال سران فتنه که با دهان کجی به شرکت فوق العاده مردم در انتخابات 88 باعث شدند که دشمنان باز به خود اجازه دهند که دندانهای کثیفشان را برای جمهوری اسلامی ایران تیز کنند. احسنت به مردم فهیم ایران اسلامی [ ۱۳٩۱/٢/۱۸ ] [ ۱٢:۱٢ ق.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
«هو العزیز» امروز در دانشگاه شریف به همت بچه های گروه «سفیر» مستندی نمایش داده شد به نام «میراث آلبرتا». مستندی با موضوع «فرار مغزها» ی نخبه ایرانی به کشورهای غربی علی الخصوص آمریکا و کانادا. «آلبرتا» نام دانشگاهی است در کانادا که کعبه آمال تعدادی از دانشجویان مهندسی است همچنانکه «پرینستون» و «یو سی ال» و .... و فیلم میخواست میراثی را نشان دهد که این کعبه های آمال برای جوان ایرانی بجای میگذارند. از رتبه های اول کنکور گفت. نه همه بلکه آنهایی که وطن را بدرود میگویند به امید آینده ای بهتر و زیباتر، با امکانات بیشتر و رفاه بیشتر. یکی از برخورد نامناسبی که در ایران با او شده بود میگفت. از لبخندهایی که هر روزه در کانادا به رویش زده میشد گفت. دیگری از آینده ای نامعلوم گفت که در ایران برایش متصور بود. از خوبی زندگی در خارج از کشور گفت. و ... خلاصه که هر یک به دلیلی با سرزمین مادری خداحافظی میکردند. در فیلم افرادی را هم نشان داد که با اینکه سالها در ممالک غربی زندگی کرده بودند ولی با افتخار بازگشته و زندگی در ایران و خدمت به مردم هموطنشان را برگزیده بودند. اما خلائی که به نظرم در این فیلم حس میشد این بود که از رتبه های اول کنکور که کماکان حضور در کشور و تلاش برای سربلندی ایران عزیز را بر هر رفاهی که دستمزد بردگی غربیهاست برگزیده بودند، صحبتی نشد. هم از امثال شهید احمدی روشن و هم از امثال س.فولادی که رتبه اول کنکور را داشت. نکته جالبی که در فیلم از زبان استاد دانشگاه شریف بیان شد به نظرم مهمترین نکته برای فرار مغزهاست و آن اینکه هدف از فرار مغزها در اغلب موارد مدگرایی است. مدگرایی نه از آن جهت که به دنبال مد و بیبندوباری مهاجرت کنند بلکه از این جهت که اولین راه حلی که به ذهن دانشجویان میرسد این است که به دانشگاه های خارج از کشور بروند. یعنی بجای آنکه با تفکر و تأمل به حل مشکلات از بهترین راه ها بپردازند به حل مشکل از اولین راه میپردازند. نکته جالبی هم که در فیلم از قول یکی از دانشجویان در اردوی مناطق جنگی بیان شد مهم بود. او گفت اگر دانشجویی هدفش خدمت به مملکت باشد و جهاد در راه خدا، وقتی که با تفکر و تأمل به این نتیجه رسید که داروی درد کشورش در ممالک غربی است و رفت که آن راه حل را بیاموزد تا برگردد که به درمان دردهای مملکت بپردازد، اتفاقا مهاجرتش جهاد فی سبیل الله است و ادامه راه شهدا. چه خوب میشد که اغلب آنانی که دست به مهاجرت میزدند با این فکر و هدف، انتخاب میکردند.
ولی من بیشتر می اندیشم. درست است که در فیلم نشان میداد که زندگی در غرب آن بهشتی نیست که مینمایند، ولی چه میشود جوان ایرانی به این جمع بندی میرسد که باید ترک دیار کند و خود را به آغوش غرب بسپارد؟ بیشترین مشکل از نظام تعلیم و تربیت مان ناشی میشود: اگر از کودکی یاد میگرفتیم که باید چگونه با مشکلات مبارزه کنیم .... اگر از کودکی روحیه انقلابی در ما پرورش مییافت .... اگر از کودکی به جای آنکه همیشه چشم به دست دیگران میداشتیم تلاش و تکاپو را میآموختیم .... اگر میآموختیم که پیشرفت در زندگی فقط درسخواندن نیست و میشود هزاران راه دیگر برای موفقیت و پیشبرد زندگی به وجود آورد .... اگر میآموختیم که آب طلب نکرده همیشه مراد نیست / گاهی مقدمه ایست که قربانی ات کنند .... اگر میآموختیم که دشمن اگر با دستکش حریر به سمتمان دست دراز میکند، پیش از آنکه دست بدهیم دست چدنی اش را ببینیم .... اگر میآموختیم که .... اگر هزاران هزار نکته ریز و درشت، راهبردی و کاربردی، را از کودکی بهمان میآموختند و خودمان نیز تشنه اش میبودیم وضعیت فرار مغزهایمان اینگونه نبود. و میآموختیم که بجای رانش فرزندان وطن آنها را در وطنمان حفظ کنیم. و چه تقارنی داشت روز اکران این فیلم با روز معلّم که ما هر چه میکنیم نتیجه آموزشهایی است که از معلّمانمان (از مدرسه گرفته تا در خانه و جامعه) دریافت میکنیم. پی نوشت: گزارش تصویری مراسم رونمایی مستند میراث آلبرتا رو از اینجا ببینید [ ۱۳٩۱/٢/۱٢ ] [ ۱۱:٠٥ ب.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
«هو البصیر»
نمی دانم چند نفر برنامه "گپ" را دیدند؛
اما برای آن ها که ندیدند: یه مستنده از رامبد جوان ، راجع به زندگی خصوصی بازیگرها، که برای شبکه جهانی IFILM ساخته شده و بعد از مدت ها تبلیغ، پنج شنبه گذشته اولین قسمتش پخش شد.
به نظر من (و البته اکثر کسانی که دیدند) یه فاجعه بود!
قسمت اول راجع به شروع کارشون و البته زندگی اشکان خطیبی بود. بگذرم از اینکه خیلی از صحنه ها کلا فاقد حداقل های یه اجرای خوب بود... مفاهیم مطرح شده جدا ناجور بود! تاکید اصلی رامبد جوان بر زندگی خصوصی بازیگرهاست! و تکالیف متقابل بازیگرها و مردم؛ البته با تاکید مضاعف بر وظایف مردم نسبت به بازیگرها!! انگار که ما مردم، کلا مزاحم و سر بار این جماعت ایم و اصلا ملاحظه شون را نمی کنیم و خلاصه کلا نمی فهمیم باید در مقابل آنها چطور ادای دین کنیم! و اتفاقا این هنرمندها هستند که همیشه بزرگوارانه در حال اکرام مردم اند!
اصلا این حرف هاشون به کنار! خانم سحر دولتشاهی،که همسر جوانه و در کنارش حضور دارد(و البته یه کم برای خودش حریم قایله وخیلی مثلا موافق نیست راجع به زندگی خصوصی اش حرف بزنه) کلا با اشکان خطیبی عزیز(!) راحته! مدام همدیگر را به اسم کوچک صدا می زنند و خوشحالند! حالا اینکه لباسش خییییلی تنگه و یه جا هم کلا ناجوره و .. به کنار!
اصل ماجرا زندگی اشکان خطیبیه که می گه اصلا برایش مهم نیست راجع به حریم خصوصی اش حرف بزند و این ها که مساله ای نیست! بعد با افتخار در جواب جوان راجع به چگونگی ازدواجش، می گوید که با همسرش دوست بوده!!!!!! و اینکه حالا نکه تو این سرزمین هیچ کس با کسی دوست نیست!!!!!!!!!!!!! بعد هم که میگه رفتیم انگلیس ازدواج کردیم!!!
قبح محرم و نامحرم و روابط غیر دینی دختر پسر ها که به لطف صدا و سیما و سینما/تئاتر خیلی وقته ریخته! حداقل قبلاها گفتن عبارت "زندگی خصوصی" فلانی عرف نبود؛ یعنی ملت نسبت بهش حساسیت داشتند...
حالا کار رسیده به جایی که با تاکید، ملت را مشتاق می کنند و می کشند به سمت سرک کشیدن تو زندگی ها...
یعنی کم بود تا حالا هرچی تو مجله های زرد و سایت های مستهجن از این حرف ها می شنیدیم؛ حالا شبکه های بین المللی مون خودشون پول بیت المال را دو دستی تقدیم می کنند که براشون اینجوری برنامه بسازن. بعد هم علاوه بر داخل، تو دنیا و جهان عرب پخش می کنند!!!!! آخه کم عقلی و نا فهمی مدیران رسانه ملی تا کجااااااااااااااااااااا؟ً!!!!!!!! چقدر دل خودمون را با این گول بزنیم که نمی فهمند!!؟ اصلا مگه میشه چنین چیزهای تابلویی را نفهمید؟! البته هر چی ما نمی فهمیم، حداقل آقای جوان نشان داده که خییییییلی خوب می فهمد چیکار دارد می کند و چجوری باید از ریشه ، اصول را بزنه! نمونه ای که همه می دونند هم که مثال بارزش ه: ورود آقایان ممنوع
غرض از گفتن این حرف ها این که ، به نظرم مقصر بخشی از این اتفاقات، امثال ماییم که هر اتفاقی بیفتد و رسانه هر چی پخش کند، انگار نه انگاریم! بحث نهی از منکر هم که کلا تعطیل کردیم! من تو همین اینترنت که واسه مزخرف ترین چیزها هم توش مطلب یافت می شود چیزی نیافتم جز این: دوستی پیش از ازدواج یک بازیگر در رسانه ملی.
(http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910209000466) بگذرم از اینکه متاسفانه خیلی هامون اصلا متوجه نمی شویم و پیگیری نمی کنیم که در عرصه های فرهنگی چی می گذرد... اما به نظرم از یه جایی باید توبه کرد و شروع کرد! و همین جا هم خیلی جای مناسبیه!! با توجه به اینکه بنا به اخبار:
تاکنون در این مجموعه بازیگرانی همچون رضا عطاران، مریلا زارعی، سیامک انصاری، داوود رشیدی، بهاره رهنما و پیمان قاسم خانی، شقایق دهقان و محراب قاسم خانی، مهرانه مهین ترابی، نسرین مقانلو و... در ماقبل دوربین این مجموعه از ناگفتههایشان گفتهاند.
و اینکه قراره هر پنج شنبه ساعت 22:30 برنامه پخش بشه، جدا لازمه هر کس به نوبه خودش حداقل یه تذکر بده.
من ازتون خواهش می کنم این کار را بکنید..حالا دوستان هر ایده ای دارن، بگن . اما حداقل اش تلفن و ایمیله. 162 را که همه بلدیم! این هم شماره و ایمیل تماس با شبکه IFILM:
21-23011620
پانوشت: این متن در ایمیلی به من رسید. چون حرف خودم هم بود اینجا آوردمش.
[ ۱۳٩۱/٢/۱٢ ] [ ۱:۳٩ ق.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
«بسم رب الزهرا» چشمانمان بارانیست دلهایمان بارانیست آسمانمان بارانیست اگر آن شب وداع کودکان با مادر همگی محکوم به سکوت بودند اما امروز آسمان آنچنان میگرید که شرمندگیش را از سکوت آن شب فریاد بزند غرش های گاه گاهش را که میشنوم بیشتر پی به شرمندگیش میبرم ببار ای آسمان ببار ای آسمان سالها پیش نباریدی تا آتش درب خانه مولایمان را خاموش کنی و حالا ... سالها پیش در چنین شبی بود که تو ساکت بودی و نغریدی تا علی آرام و در سکوت امانت پیامبر را بازگرداند خواستی دشمنان یاس در خواب غفلت خود بمانند و فردا به وقت بیداری نتوانند نشانی از مزار دردانه عالم بیابند ببار ای آسمان ببار ای آسمان
و مگر در حدیث کساء نمیگوییم: «فَقالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلائِکَتی وَ یا سُکّانَ سَمواتی اِنّی ما خَلَقتُ سَماءً مَبنِیَّةً وَ لا اَرضاً مَدحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمساً مُضیئَةً وَ لا فَلَکاً یَدورُ وَ لا بَحراً یَجری وَ لا فُلکاً یَسری اِلّا فی مَحَبَّةِ هؤُلاءِ الخَمسَةِ الَّذینَ هُم تَحتَ الکِساءِ» [ ۱۳٩۱/٢/٦ ] [ ٥:۱٢ ب.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
«هو العالم» قبل از هر کلامی خدا را شاکرم که فرصتی مهیا شد برای حضور در سینما و تماشای «روایت فتح»ی دیگر با نام پر مسمای «قلاده های طلا» به روایت «ابوالقاسم طالبی». گفتم «روایت فتح» چون فیلم مستندی بود از فتوحات ملت ایران در سال هشتاد و اشک در قالب داستانی زیبا و حتی برای ما که در التهابات آن روزها بودیم و خاطره فراوان داریم نکات نابی را تذکر داد. صحبت بر سر فیلم در سایت های مختلف زیاد شده و من نمیخواهم مطالب تکراری را بگویم ولی نکات زیادی برای خودم خیلی جالب و جذاب بود که به جند تایشان اشاره میکنم: اوایل فیلم بود که صدای بلند بلند فکر کردن صندلی های کناری حواسم را پرت کرد. دخترک به دوستش گفت: «نگاه کن! انتخابات بعدی رسیده. این ها هنوز تو فکر انتخابات قبلی هستن». اهل این نیستم که در سینما به کسی متذکر بشوم ولی فیلم جوابش را داد. آنجایی که «مازیار فنایی زاده» بر سر علت انتخابش کنجکاو میشود ولی مأمور اِمآی6 جوابی میدهد که به نظرم خیلی مهم آمد. گفت: «از نظر همهی مافوقها تو آدم سفیدی (بدون سابقه جاسوسی) هستی. وقتی توانستی در سال 78 کارت را به نحو احسن انجام بدی و بدون اینکه اثری ازت بمونه از ایران خارج بشی. پس میتونی این دفعه هم مأموریتت رو به خوبی انجام بدی». این بود آن نکته طلایی که به خاطرش ساخت فیلمی چون «قلاده های طلا» را 2 سال یا بیشتر پس از فتنه 88 لازم میدانم. چون حافظه تاریخی مردم به مرور زمان کمرنگ میشود. بدتر از آن اینکه گاهی (البته گاهی به عمد) حافظه تاریخی مسئولین هم این گونه است و فراموش میکنند که دشمن هر روز به شکل تازه ای مکر خود را برای ما رو میکند و ما باید هر لحظه گوش به زنگ باشیم. وای بر ما اگر عامل قضایای 18 تیر 78 همان عامل فتنه 88 باشد و باز هم برود که خدایی نکرده سال 98 با شیوه ای جدید بازگردد و ما کماکان غافل باشیم.
نکته دیگر که برایم جالب بود آنجایی بود که مترجم سفارت انگلستان با سفیر صحبت میکند و اظهار نگرانی میکند از اینکه رابطه ایران و انگلستان شکراب شود و این دخترک در آینده به مشکل بخورد. نکته طلایی آن جایی که است که سفیر اشاره میکند به اینکه «خیلی از افراد حکومتی فرزندانشان در انگلستان مشغول تحصیل و زندگی هستند و خود این افراد تلاش میکنند که رابطه ایران با انگلستان بخوبی حفظ شود. پس جای نگرانی نیست» شاید اولین کسانی که به ذهنم آمدند «پسر فائزه هاشمی» و «مهدی هاشمی» بودند که سرآمدان تحصیل در انگلستان هستند. ولی عمیق تر که فکر کنیم به عمق فاجعه پی خواهیم برد. فاجعه، سر سپردگی افراد حکومتی به دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب است که به واسطه حضور فرزندانشان در آن ممالک کافرستان هر روزه مجبورند که برای هر کدام از سازهای دشمنان خوش رقصی نمایند. اینجاست که به شأن نزول آیه «و لَن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» و قاعده «نفی سبیل» بیش از پیش پی میبریم. بدا به حال آنانی که با سرسپردگی به دست نشانده های شیاطین،خود را از دایره مؤمنین خارج میکنند. بدا به حال آنانی که این گونه اند و در کسوت مسئولین حکومتی نمایش خدمت به خلق را نیز بازی میکنند. انشاء الله که به فضل الهی نقاب از چهرهشان برداشته شود. نکته دیگر هم همیشه باید بدان توجه کرد مخصوصا عزیزانی که اهل حضور در تجمعات هستند، و آن اینکه همیشه هستند افرادی که با برنامه ریزی منسجم برای حضور در تجمعات حاضر میشوند که قصدشان فقط و فقط به انحراف کشاندن تجمعات است. اگر در فیلم نشان داد که افراد زیادی با پروازهای مختلف از انگلستان وارد ایران شدند و در تجمعات شرکت کردند و فجایع را آفریدند، برای من و شمای دانشجو که اصولا تجمعاتمان ورد زبان هاست تذکری است که یادمان باشد همیشه مراقب آنهایی باشیم که فقط به قصد تخریب حرکت ما حضور بهم میرسانند. یک نکته مغفول مانده هم اینکه کاش بسیجیان را با رشادت و صلابت بیشتری نشان میداد هنگامی که دور تا دورشان را دشمن گرفته (به چه نکته خوبی اشاره کرد فرمانده حوزه که آنها که در خیابان بودند دشمن ما نبودند و اینها که ایجایند دشمن هر دو گروهند) و ای کاش که از شهدای بسیج مثل شهید «حسین کبیری» هم یاد میشد. بعضی نکات فنی هم به نظرم میرسید که اگر رعایت میشد بهتر میبود ولی خب اینها دیگر جزء مدلهای فیلم سازی آقای طالبی است که نیازی به بیان نمیبینم. در آخر از آقای طالبی تشکر میکنم که غیرتمندانه ایستادند و این فیلم را ساختند و در مقابل موضع گیریها و بیانصافیها با صبوری و متانت رفتار میکنند. و چه خوب حق فرزندی را ادا کردند و فیلم را تقدیم کردند به ساحت مقدس ....
اجرشان با روایت گر عاشورا که اگر نبودند کربلا در کربلا میماند. [ ۱۳٩۱/۱/۳٠ ] [ ۸:۳٤ ب.ظ ] [ وارث ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |